Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the bulletproof-security domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. بارگذاری ترجمه برای دامنه gon زودتر از حد مجاز فراخوانی شد. این معمولاً نشان‌دهندهٔ اجرای کدی در افزونه یا پوسته است که خیلی زود اجرا شده است. ترجمه‌ها باید در عملیات init یا بعد از آن بارگذاری شوند. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 6.7.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Notice: Function wp_enqueue_style was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the theme-styles handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon-child/js/scripts.js in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 22

Notice: Function wp_enqueue_script was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the theme-scripts handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/assets/css/plugin-styles.css in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 31

Notice: Function wp_enqueue_style was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the plugin-styles handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/assets/js/plugin-scripts.js in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 40

Notice: Function wp_enqueue_script was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the plugin-scripts handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php:40) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
منابع | انجمن یاری کودکان در معرض خطر https://yarikoodak.com انجمن یاری کودکان در معرض خطر، سازمانی غیردولتی و مردم نهاد است که خود را موظف به حمایت از تمامی افراد زیر 18 سال می داند که به دلیل وجود ساختارهای تبعیض آمیز اقتصادی -اجتماعی فرصت یگانه «کودکی» را از دست می دهند. Fri, 14 May 2021 14:45:15 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.8.6 اعتراضات دانش‌آموزی رویارویی با گفتمان انضباطی مدرسه https://yarikoodak.com/?p=7856 https://yarikoodak.com/?p=7856#respond Fri, 14 May 2021 14:35:54 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7856 جعفر ابراهیمی

پیش و پس از انقلاب ۵۷ همواره نظام آموزشی و مدرسه متأثر از رویکرد ایدئولوژیک حاکمیت بوده است؛ چنان‌که با برآمدن حکومت پهلوی و متأثر از ایدئولوژی ملت‌سازی، نظام آموزشی و مدرسه متأثر از گفتمان هویت ملی با تأکید بر باستان‌گرایی است. بعد از انقلاب ۵۷ و به دنبال انقلاب فرهنگی نیز متأثر از ایدئولوژی اسلام سیاسی شاهد شکل‌گیری یک گفتمان دینی-پرورشی در دهه ۶۰ در مدارس هستیم. اما این گفتمان‌ها (هویت ملی-باستانی پهلوی و دینی-پرورشی جمهوری اسلامی) در طول عمر حکومت‌ها دچار فرازوفرود شده‌اند و گاه جایگاه و موقعیت مسلط خود را از دست‌ داده‌اند. به‌عنوان نمونه امروز در مدارس، ارزش‌های حاکم در بین معلمان و دانش‌آموزان اصلاً با ارزش‌های پرورشی حاکم در دهه ۶۰ تشابه و همخوانی ندارد. اگرچه نظام آموزشی می‌کوشد در قالب بخشنامه و آیین‌نامه‌های مختلف نشان دهد که آن گفتمان همچنان زنده و پویاست اما سبک زندگی دانش‌آموزان و معلمان و مواجهه آنان با ارزش‌های ایدئولوژیک نشان می‌دهد که این گفتمان افول کرده است.

اما موضوع موردبحث در این یادداشت پرداختن به گفتمان انضباط است. وجهی دیگر از کارکرد مدرسه برای مدیریت و سرکوب، که نه‌تنها افول نیافته بلکه از بدو شکل‌گیری آموزش نوین به‌عنوان یک گفتمان غالب در مدرسه در جریان بوده است و به اشکال مختلف خود را بازتولید نموده است. نظم و انضباطی که توسط آن جسم و روان کودکان با هدف کنترل و هدایت به انقیاد در می‌آید کارکرد چندوجهی دارد. در گام اول رام کردن کودکان هدفی است که این گفتمان دنبال می‌کند تا آنان را به صورتی واحد و یک ‌شکل درآورد تا در آنان ظرفیت مناسب برای پذیرش سایر ابعاد ایدئولوژیک به وجود بیاورد. برای این منظور دانش‌آموز نمونه و موفق کسی است که بیش از سایر دانش‌آموزان به این مناسبات تن دهد و بیش از بقیه با روند حاکم همراهی نماید. این کنترل و نظم از نوع پوشش تا نحوه نشستن در کلاس و امتحان دادن را شامل می‌شود. در مورد دختران دانش‌آموز تحمیل پوشش اجباری و خاص جز برنامه اصلی مدرسه است و پسران باید مو و مدل لباس خود را با الگوهای از پیش تعیین‌شده هماهنگ نمایند در غیر این صورت مدرسه به اشکال مختلف کودکان خاطی از نظم مسلط را مجازات می‌کند.

تنبیه بدنی فیزیکی عریان‌ترین و خشن‌ترین روش برای سرکوب و نظم‌پذیری کودکان است که هنوز در بسیاری از مناطق و مدارس به‌صورت آشکار ادامه دارد. اما درجاهایی که به‌واسطه آگاهی برخی معلمان/والدین/دانش‌آموزان تنبیه بدنی وجود ندارد نمره انضباطی یکی دیگر ابزار کنترل دانش‌آموزان است که می‌تواند برای دانش‌آموزان نگرانی به وجود آورد. اما شاید یکی از شاخص‌ترین وسیله کنترل و نظم‌پذیری کودکان حضور آنان در مراسم‌های رسمی و اجباری از مراسم صبحگاه تا مراسم‌های ایدئولوژیک است. به‌خصوص اینکه برخی از مدیران و معاونان هر نوع رفتار دانش‌آموزان با سلیقه آنان را توهین به ساحت علم و دانش و بزرگ‌تر می‌دانند و می‌کوشند به ‌صورت جزئی و سلیقه‌ای بر رفتار دانش‌آموزان کنترل داشته باشند. جلوگیری از تقلب و برگزاری امتحانات تحت تدابیر شدید که در دستورالعمل‌ها به مدارس ابلاغ می‌گردد نشان رویکردی است که دانش‌آموز را مجرم و بزهکار می‌داند و می‌کوشد قدرت خود را به رخ کشد.

دانش‌آموزی که در چنین دستگاه انضباطی پرورش می‌یابد و به انقیاد درمی‌آید نه‌تنها خلاق و مستقل نخواهد بود بلکه رسماً و در فردای دوران مدرسه و در جامعه به یک عنصر منفعل تبدیل می‌گردد که در جامعه و محیط کار قادر نیست از حقوق خود دفاع کند و این همان کارکردی است که از مدرسه در ساختار ایدئولوژیک و سرمایه‌سالار انتظار می‌رود. در مدرسه است که مناسبات نظام مسلط عادی‌سازی می‌گردد و به دانش‌آموز یاد داده می‌شود که هیچ راه جایگزینی برای زیست بهتر جز چیزی که نظام مسلط تعیین کرده است وجود ندارد. کودکان بعد از کنترل‌های نهاد خانواده در مدرسه است که بی‌آینده می‌شوند و تحت گفتمان نظم و انضباط یاد می‌گیرند به فرمان‌ها و دستورهای بالادستی‌ها اعتراض نکنند چرا که با برچسب دانش‌آموز بد، شرور، بی‌انضباط، خاطی و … روبرو می‌شوند.

هر معلمی که با نگاهی انتقادی به کارکرد مدرسه و نظام آموزشی نگاه کند به ‌راحتی می‌تواند اشکالی از سرکوب مبتنی بر گفتمان نظم و انضباط را تشخیص دهد و در برابر تجربه نشان داده است که چگونه برخی از دانش‌آموزان تن به انقیاد نمی‌دهند و در برابر سرکوب مقاومت می‌کنند یا نظم و قوانین را دور می‌زنند. از همین رو عقب‌نشینی نکردن از شاخص‌های نظم و انضباط برای نظام حاکم در مدرسه اهمیت به سزایی دارد و هر نوع مقاومت و حتی پرسشگری در چرایی وضعیت موجود به‌شدت سرکوب می‌گردد.

این سلطه و اعمال نظم بر کودکان تنها مختص زمانی نیست که دانش‌آموزان در مدرسه هستند بلکه همواره سایه معلم و قوانین مدرسه همراه کودکان است. به‌خصوص در خانواده‌هایی که مدرسه و آموزش به شکل را موجود موجب رشد و بالندگی فرزندان خود می‌دانند. فقط کافی است مروری به حافظه خود نماییم تا به یادآوریم چند بار این جملات را در موقعیت‌های مختلف شنیده‌ایم که والدین خطاب به کودکان می‌گویند «اگر غذاتو نخوری به معلمت میگم یا اگر اون لباس رو بپوشی فردا میام مدرست یا …».

در دوران همه‌گیری کرونا و با وجوداینکه دانش‌آموزان در مدرسه حضور ندارند همچنان شاهد اعمال نظم و انضباط بر کودکان هستیم روزانه اخبار مختلفی از نحوه کنترل کودکان به گوش می‌رسد. در این موارد همچنان تلاش برای کنترل روی بدن دختران ادامه دارد. این اعمال نظم از تعیین نوع پروفایل دانش‌آموزان، به خصوص دختران، شروع و برخی ناظمان در فضای مجازی حتی ناخن دختران را کنترل می‌کنند و یا می‌کوشند بر نحوه نشستن و پوشیدن لباس دانش‌آموزان دختر و پسر اعمال نظم نمایند که البته همواره شاهد مقاومت از سوی دانش‌آموزان بوده‌ایم.

با این رویکرد به نظم و انضباط و میل وافر به سلطه مدرسه در همه ابعاد است که اینک یکی از اصلی‌ترین چالش‌های آموزش مجازی رقم خورده است. گفتمان انضباطی که دانش‌آموز را متقلب و خاطی فرض می‌کند با تمام کاستی‌های آموزش مجازی و اپلیکیشن شاد و درحالی‌که روزانه شاهد مرگ چند صد نفر هستیم حاضر نیست یک گام عقب‌نشینی نماید و فقط به برگزاری امتحانات حضوری برای پایه‌های نهم و دوازدهم رضایت می‌دهد. تصمیمی که دانش‌آموزان معترض را در ده‌ها شهر طی دو هفته گذشته به خیابان و تجمع در مقابل ادارات آموزش‌وپرورش کشانده است. به نظر می‌رسد کسانی که چنین دیدگاه انضباطی را نمایندگی می‌کنند، امتحانات را در تاریخ معین برگزار می‌کنند. هرچند می‌کوشند با چند دستورالعمل و پروتکل نشان دهند شرایط امنی برای امتحانات فراهم نموده‌اند اما به‌هیچ‌وجه در مقابل این اعتراضات عقب‌نشینی نخواهند کرد چراکه عقب‌نشینی به معنای ایجاد شکاف و گسست در گفتمان مسلط است. گفتمانی که کارکرد چندبعدی برای نظام آموزشی دارد.

اما این تنها یک وجه قضیه است وجه مهم‌تر و البته رهایی‌بخش قضیه مربوط به تجربه دانش‌آموزان است. دانش‌آموزانی که این‌گونه در شبکه‌های مجازی همدیگر را پیداکرده و به صورت متشکل اعتراض نمودند نشان دادند که هژمونی نظم و انضباط مدرسه را به رسمیت نمی‌شناسند و در برابر آن مقاومت می‌کنند. این شکل از کنشگری دانش‌آموزان که در مقیاس جغرافیایی و جمعیتی نظیر ندارد و می‌تواند امیدبخش باشد. به‌خصوص آنکه در هفته اول با برخوردهای پلیسی این مطالبه‌گری متوقف نشد و در کنار دانش‌آموزان طیفی از معلمان از جمله تشکل‌های صنفی مستقل فرهنگیان با آن‌ها همدلی کردند و خشونت‌ها را محکوم نمودند. این دانش‌آموزان مستقل از اینکه این نوع برنامه‌ریزی غیرمسئولانه چه تأثیری در سرنوشت تحصیلی و زندگی آنان دارد تجربه‌ای را به دست آورده‌اند و در کنشگری خود چیزی یاد گرفته‌اند که مدرسه قرار بود هرگز به آنان آموزش ندهد.

 

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7856 0
نگاهی دیگر به ریشه‌های خشونت و آزار در مدارس https://yarikoodak.com/?p=7675 https://yarikoodak.com/?p=7675#respond Wed, 12 Aug 2020 16:32:11 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7675 جعفر ابراهیمی / معلم

نظام آموزشی در ایران یک ساختار ایدئولوژیک و غیر دموکراتیک و جنسیت‌زده دارد در این نظام فرد (مدیر، معلم، دانش‌آموز و …) عاملیتی ندارد و به انقیاد ساختار متصلب درآمده است. این ساختار متأثر از ساختار کلان سیاسی و اقتصادی حاکم می‌کوشد هر نوع مقاومت فردی و جمعی را در هم بشکند تا بتواند در تمام وجوه سلطه خود را بر فرد اعمال کند تا آن‌گونه که در اهداف پیش‌بینی‌شده است شهروندانی رام روانه بازار کار نماید.

در سلسله‌مراتب قدرت در نظام آموزشی افراد در ارتباط با ساختارها در موقعیت‌های متفاوت نقش‌های متفاوتی به خود می‌گیرند.
به‌عنوان نمونه مدیر مدرسه در ساختار سلسله‌مراتب قدرت و سلطه در ارتباط با بالادستی‌ها یک موقعیت منفعل دارد. او مجری بدون چون‌وچرای دستورات مافوق است و به ماشین ابلاغ و اجرای بخشنامه تبدیل می‌گردد اما همین مدیر در مدرسه به‌عنوان نماینده نظام آموزشی به خاطر برخورداری از جایگاه نابرابر می‌کوشد معلمان و دانش‌آموزان را تحت سلطه خود درآورده تا می‌تواند سروَری کند. اینجا صحبت از جایگاه مدیران است و وجود استثنا در بین مدیران این تحلیل را مخدوش نمی‌کند. مشابه همین وضعیت معلمان در مدرسه دارند آن‌ها زمانی که وارد کلاس می‌شوند گویی به محدوده‌ای وارد شده‌اند که حالا می‌توانند سلطه خود را اعمال نمایند اگر آنان نسبت به مدیر در موقعیت فرودستی قرار داشتند نظام آموزشی حالا در کلاس درس به آنان موقعیت فرادستی اعطا می‌کند که در سایه این مناسبات نابرابر بتوانند بر دانش آموزان اعمال قدرت و سلطه نمایند و از همین موقعیت فرادستی معلم در کلاس درس است که انواع خشونت و آزار ممکن می‌گردد.
اگر یک‌بار دیگر مدرسه و کلاس درسی که با معیارها و استانداردهای سازمان نوسازی مدارس احداث‌ شده است را تجسم نماییم حتی می‌توانیم سلسله‌مراتب قدرت در مدارس را در کالبد فیزیکی مدرسه و کلاس مشاهده نماییم. چینش میزهای کلاس تا جایگاه رفیع معلم و مدیر همواره به دانش‌آموزان این پیام را مخابره می‌کند که جایگاه معلم بسی بالاتر از آنان است اگر این برداشت همراه با روایت‌های قدیسانه همراه شود تا معلم را در جایگاه پیامبر بنشاند آن موقع درافتادن با این جایگاه برای دانش‌آموز بسی گران و سخت خواهد بود شاید به خاطر همین است که سخن گفتن از آزار و اذیت به صورت عام و آزار جنسی در مدارس به‌خصوص برای دختران هزینه‌های زیادی دارد.
با این رویکرد نباید ریشه آزار و اذیت جنسی دانش‌آموزان توسط برخی معلمان را صرفاً در فساد اخلاقی فرد جستجو نمود بلکه باید به سراغ ریشه‌های ساختاری رفت که هر نوع کنشگری را از کودکان سلب می‌کند تا به موجودات منفعلی تبدیل شوند که هنگام تعرض، سکوت کنند. پس باید اصل حمله را به ساختاری نمود که با اقتدار معلم را در صدر کلاس می‌نشاند بی‌آنکه حقوقی برای دانش‌آموز متصور گردد. البته این به آن معنا نیست که تا زمان برچیده شدن این ساختار باید در برابر آزار و خشونت در مدرسه سکوت نمود بلکه همه، به‌خصوص معلمان آگاه باید در هر جا و هر زمان شکلی از آموزش را تبلیغ و ترویج نمایند که عاری از خشونت و آزار جسمی و جنسی باشد و شرایطی را فراهم نمایند که کودکان احساس کنند اگر مورد تعرض قرار گرفتند می‌توانند در مورد آن گفتگو کنند و مورد حمایت واقع شوند این مسئولیت فردی تک‌تک ماست.

22 مرداد 1399

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7675 0
چرا همه جا جنگ است؟ https://yarikoodak.com/?p=7671 https://yarikoodak.com/?p=7671#respond Sun, 09 Aug 2020 07:18:26 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7671 گزارشی به مناسبت انتشار ترجمه کتاب «یادداشت‌های روزانه»، دست‌نوشته‌های کودکی لهستانی که بعد از مرگ او یافت شد

 

[ترجمه زهرا نوروزی]

داوید روبینویچ به همراه والدین خود در روستایی در مرکز لهستان زندگی می‌کردند. هنگامی که این کشور در ‌سال ١٩٣٩ به دست آلمانی‌ها اشغال شد، تغییرات زیادی در زندگی مردم صورت گرفت. در مارس ١٩٤٠ یعنی وقتی داوید تنها ١٢‌سال داشت، شروع به نوشتن خاطرات خود کرد. در ابتدا به‌ندرت می‌نوشت، سپس نوشته‌های او طولانی‌تر شد و غمناک‌تر. در ژوئن ١٩٤٢ دفتر خاطرات وسط یک جمله خاتمه‌می‌یابد و او به همراه بسیاری دیگر کشته می‌شود. دفترچه خاطرات او سال‌ها بعد در خانه‌اش پیدا می‌شود و ناشری هلندی اقدام به چاپ آن می‌کند. «یادداشت‌های روزانه» فجایع جنگ جهانی دوم و حکومت فاشیستی نازی را با لحنی ساده و کودکانه روایت‌می‌کند و به بازگویی واقعیتی می‌پردازد که در آن روزگار سخت، میلیون‌ها لهستانی با آن مواجه بودند.

صالحان می‌میرند
پسربچه‌ای یهودی در آشویتس در راه اتاق گاز می‌گوید «اگر پدرم را دیدید، به او بگویید در روز کفاره درگذشتم. در روز کفاره، صالحان می‌میرند…» اما برای آخرین ساعات زندگی داوید روبینویچ، هیچ شاهدی نیست. آخرین سفر داوید نیز در روز کفاره، بیست‌ویکم سپتامبر ۱۹۴۲ در ایستگاه قطار سوچدنیوو آغاز شد و به پایان رسید، بنابراین باید صبح روز بعد پس از ورود «قطار ویژه اسکان‌دهنده‌ها»
در تربلینکا باشد. جدول زمانی و اسناد دقیق این لحظات شیطانی حفظ شده است.
در پاییز‌ سال ۱۹۷۹ مسیر آن قطار مرگ را با والتر پتری دنبال‌کردم تا مستندی درباره داوید تهیه کنم. در شدلتسه، آخرین ایستگاه اصلی قبل از تربلینکا با کارگر راه‌آهنی که در آن زمان در همین ایستگاه مشغول به کار بود، ملاقات‌کردیم. او می‌گفت: «سعی کردیم به مردمی که در واگن‌ها بودند، بگوییم چه چیزی در انتظار آنهاست. می‌دانستیم معنی اینکه قطارها همیشه خالی برمی‌گردند، چیست. هیچ‌کس حرف ما را باور نکرد… چطور باید این رفتار ظالمانه را باور می‌کردند. حتی خود ما که آن را می‌دانستیم هم نمی‌توانستیم درکش‌کنیم.»
بعدها قطارهایی از فرانسه و یونان در شدلتسه متوقف‌شدند و یهودیانی در آن نشسته بودند که امید داشتند نجات پیدا کنند، زیرا اسناد معتبر خروج‌داشتند و توسط تعدادی از افراد اِس‌اِس محافظت‌می‌شدند. فاشیست‌ها قربانیان خود را تا آخرین لحظه، تا جاده مرگ تربلینکا فریب‌دادند و لباس مبدل ایستگاه راه‌آهن به تن کرده بودند. ساموئل راجزمان، شاهد کیفرخواست در دادگاه نورنبرگ می‌گوید: «آن لباس‌ها برچسب‌هایی هم با این عبارات داشتند: رستوران، دفتر بلیت، تلگراف، تلفن و غیره. حتی برنامه‌هایی با قطار به سمت گرودنو و از این شهر به سوواوکی، وین و برلین وجود داشت.»
آنچه در تربلینکا انتظار داوید را می‌کشید، طبق گزارش اسکار برگرِ تاجر که سپتامبر ۱۹۴۲ موفق به فرار از تربلینکا شده بود، کورت گرشتاین، افسر درجه‌دار اِس‌اِس بود. برگر از گتوی كیلتس آمده و همان مسیر داوید را طی كرده بود و می‌گفت: «سفر وحشتناك بود. ما در واگن‌ها اسیر شده بودیم. بچه‌ها گریه‌می‌كردند و زنان دیوانه‌می‌شدند… در آخر افراد اِس‌اِس ما را از واگن بیرون بردند، روی سقف قطار رفتند و یکسره به طرف جمعیت شلیک‌کردند. مردان، زنان و کودکان در خون خود می‌غلتیدند و فریادهای دیوانه‌وار و گریه‌وزاری فضا را پر کرده بود.»
اکنون تربلینکا آرامگاهی پر از صلح و آرامش است، یادبودی ارزشمند از هزاران سنگ که یادآور قتل‌عام است. سنگ‌ها اسامی محل کشته‌شدن مقتولان را روی خود دارند. اتفاق وحشتناکی که در اینجا افتاد، غیرقابل تصور است؛ قتل ۷۰۰هزار نفر ازجمله یانوش کورچاک با کودکان پرورشگاهش و در میان آنها داوید روبینویچ.
آخرین عکس یادگاری
یکی از باارزش‌ترین اسنادی که از آن زمان باقی مانده، دفترچه خاطرات داوید روبینویچ است. داوید متولد بیست‌وهفتم ژوییه‌ سال ۱۹۲۷ با خواهر و برادر کوچک‌ترش ماکا و هرشل در کراینو و نزدیکی کیلتس بزرگ شد. هفت خانواده یهودی قبل از جنگ در اینجا زندگی می‌کردند. پدر داوید لبنیاتی کوچکی را اداره‌می‌کرد. آنجا که خانه پدر داوید بود، امروز مزرعه‌ای خالی است. داوید مدرسه را ‌سال ۱۹۳۳ شروع کرد.
او دانش‌آموز خوبی بود. کتاب‌هایش از آن سال‌ها حفظ شده‌اند. معلم قدیمی فلورنتینا کروگولسوا که مارس ۱۹۸۰ مقابل دوربین ما شهادت داد، داوید را دقیقا به یاد می‌آورد: «او پسری بود منظم با چشم‌های آبی و کلا بسیار راحت بود. تمیز و پاکیزه و مطیع، همان‌طور که همه کودکان هم‌سن او سعی می‌کردند آن‌طور خوب باشند.»
در روستای سنت کاترین، کنار کراینو کشاورزی به نام تادئوس یانیسکی را پیدا کردیم که در مدرسه دو‌ سال با داوید پشت یک میز می‌نشستند و با او دوست بود. به یاد می‌آورد که در خانه روبینویچ تصویری از کنسرت یانکیل به دیوار زده بودند و اینکه چقدر داوید به نوازنده‌‌ای به نام «پان تادئوش»، مظهر وطن‌پرستی لهستانی‌ها افتخار می‌کرد. یانیسکی همچنین ما را به کوه اوشیسا برد، جایی که تنها عکس باقی‌مانده از داوید روبینویچ در اردوی مدرسه را دیدیم. بر اساس این عکس همکلاسی‌های دیگری از داوید پیدا کردیم که به سختی تنها پسری آرام را به خاطر می‌آوردند.
پس از حمله به لهستان و اعلامیه «دولت عمومی»، سازماندهی مجدد سیستم مدرسه از نخستین اقدامات اشغالگران آلمانی بود. هر جایی که حداقل ١٠ کودک آلمانی زندگی می‌کردند، یک مدرسه آلمانی تأسیس می‌شد. از قبل در نوامبر ۱۹۴۰، ۱۹۵مدرسه آلمانی با ١١‌هزار دانش‌آموز در «دولت عمومی» وجود داشت. دروس تاریخ، جغرافیا و آلمانی از برنامه درسی مدارس ابتدایی لهستان «به دلیل فقدان کتاب‌های درسی مناسب» حذف‌شد. دانشگاه‌های لهستان و دبیرستان‌ها بسته شدند. افرادی که بیشتر از ١٤ ‌سال داشتند، نمی‌توانستند به مدرسه بروند. کودکان یهودی از تمامی مدارس اخراج شدند.
معلم داوید در نوامبر‌ سال ۱۹۳۹ این دستور را از مقامات آلمانی دریافت کرده بود. او می‌گفت: «بعضی از کودکان از قبل مدرسه را ترک کرده بودند، اما داوید مشتاقانه هر روز به کلاس می‌آمد. وقتی نامه را از مسئولان دریافت کردم، ترسیدم چون خودِ من هم بچه داشتم. نامه را گرفتم و با صدای بلند در کلاس خواندم. داوید روبینویچ به سرعت پوشه‌اش را برداشت و فرار کرد. حتی پسری لهستانی بالای ١٤‌سال کتاب‌هایش را جمع کرد و بیرون رفت. خیلی ناراحت شدم. دیدم در حیاط كنار هم ایستاده‌اند و گریه‌می‌کنند. من هم گریه‌ام گرفت و به این فكر كردم كه چطور می‌توانم به آنها كمك كنم.»

بخشی از کتاب

بخشی از کتاب
«از اول جنگ تا حالا خودم در خانه درس می‌خواندم. وقتی یادم می‌آید به مدرسه می‌رفتم، دلم می‌خواهد بزنم زیر گریه. حالا امروز باید در خانه باشم و نتوانم هیچ جا بروم. وقتی همین‌طوری فکر می‌کنم که در دنیا چقدر جنگ هست، چقدر آدم‌ها هر روز کشته می‌شوند، با گلوله، با گاز، با بمب، با بیماری‌های مسری و به دست دشمن‌های دیگر بشریت، آ‌ن‌وقت دست و دلم به کاری نمی‌رود.» خانم کروگولسوا پس از آنکه کلاس‌های پنجم تا هشتم ممنوع شد، با کشیش و سایر معلمان شجاع، پنهانی به کودکان کراینو آموزش می‌دادند؛ طوری که ١٥ نفر از آنها بلافاصله پس از آزادی لهستان توانستند در دبیرستان کیلتس ثبت‌نام کنند.
داوید چهار ماه پس از ترک مدرسه، یادداشت‌های روزانه خود را در بیست‌ویکم مارس ۱۹۴۰ شروع می‌کند. این پسربچه در پنج دفتر مدرسه اقدامات آلمانی‌ها را توصیف می‌کند و مکانیسم استبداد و خشونت فاشیستی را با دقتی وحشتناک آشکار می‌کند. ما در بایگانی‌های لهستان هر پوستر و آیین‌نامه‌ای را که داوید از آن نوشته، یافته‌ایم. برای او هم زندگی آن چیزهایی را داشت که برای میلیون‌ها کودک داشت، اما کودکی او را یکی از مصیبت‌بارترین وحشی‌گری‌هایی که تاریخ به خود دیده است، نابود کرد: «این یادداشت‌های روزانه تکان‌دهنده‌ترین و مؤثرترین شکواییه علیه سیستمی است که میلیون‌ها انسان نظیر «داوید روبینویچ» را به قتل رسانده است.» از آن زمان، یادداشت‌های روزانه داوید روبینویچ به زبان‌های مختلف ترجمه شده و این شکواییه بار دیگر جانی تازه گرفته است.
برگرفته از هفته‌نامه‌ دی وِلتبونه

منبع: روزنامه شهروند

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7671 0
پیاده شدن از ترن‌ هوایی اشتباه https://yarikoodak.com/?p=7625 https://yarikoodak.com/?p=7625#respond Mon, 27 Jul 2020 09:02:27 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7625 درباره رمان «متل کالیویستا»، نوشته کلی یانگ، ترجمه مهتا مقصودی

شادی خوشکار

دو نوع ترن هوایی وجود دارد، یکی مال آدم‌های ثروتمند و آن یکی مال آدم‌های فقیر. توی ترن‌هوایی ثروتمندها آدم‌هایی می‌نشینند که پول دارند. آن‌ها بچه‌هایشان را به بهترین مدرسه‌ها می‌فرستند و بعد آن‌ها بزرگ می‌شوند و یک عالمه پول درمی‌آورند که بچه‌هایشان به بهترین مدرسه‌ها بروند. و نسل به نسل همین‌طور پیش می‌روند. مردم فقیر سوار یک ترن هوایی دیگر هستند. مادرها و پدرها پول ندارند و بچه‌ها به مدرسه‌های خوب نمی‌روند و بعد هم شغلی‌های خوبی گیر نمی‌‌آورند و بچه‌های‌شان هم همین‌طور. پس باید از ترن هوایی پیاده شویم.

تو هیچ وقت نمی‌توانی مثل بچه‌های انگلیسی‌زبان به زبان انگلیسی بنویسی. برای میا، دختر کلاس پنجمی که می‌خواهد نویسنده شود شنیدن این جمله‌ سخت است. اما سخت‌تر این که آن را از زبان مادرش بشنود. زنی که کیسه‌های فروشگاه‌های معروف را از میان زباله‌ها پیدا می‌کند و با خودش به خرید می‌برد تا بقیه از نداری‌شان باخبر نشوند. زنی که در کشور خودش، یک مهندس بود و حالا لهجه چینی‌ و اشتباه تلفظ کردن کلمات انگلیسی باعث می‌شود دخترش را به سمت ریاضی هل بدهد چون ریاضی زبان همه است. برای میا، دختری که با پدر و مادرش یک متل را اداره می‌کند سخت است که بچه‌های مدرسه شلوارهای او را مسخره کنند و سخت‌تر اینکه یادش بیاید مادرش از خریدن شش تای آن‌ها چون خیلی ارزان بودند چقدر خوشحال شده بود. زندگی در یک کشور دیگر سخت است، کشوری که به امید آزادی و دوش‌های اختصاصی در خانه با سختی پا به آن گذاشته اند. زندگی در یک متل که صاحب آن اجازه نمی‌دهد هیچ‌کس در استخر شنا کند. این‌ها تصاویری از فقر و مهاجرت‌اند در کتاب «متل کالیویستا» نوشته کلی یانگ که آخر کتاب گفته بخشی از ماجراهای کتاب خاطرات کودکی خودش بوده‌اند.

پدر و مادر میا بعد از یک کار سخت در رستوران که با دستمزد آن به زور کرایه خانه‌شان را پرداخت می‌کنند، چشمشان به آگهی یک متل می‌خورد. متلی که صاحب چینی آن می‌خواهد مدیریت آن را واگذار کند. آن‌ها به کالیفرنیا می‌روند و کار شروع می‌شود. در ابتدا دستمزدشان به نظر قابل توجه می‌رسد اما کم‌کم صاحب متل به استناد بندهای قرارداد آن‌ها را از حقوقشان محروم می‌کند و دائم از دستمزدشان کم می‌کند. کمی بعد پدر و مادر میا می‌بینند با اینکه صبح تا شب کار می‌کنند، دستمزدشان حتی برای خریدن یک شلوار جین برای میا کافی نیست. نقطه روشن برای میا، ساکنان هفتگی متل‌اند، مهمانانی که آنقدر در متل مانده‌اند که آن‌جا خانه‌شان است و خودشان هم یک خانواده شده‌اند. آن‌ها خیلی زود میا و پدر و مادرش را هم عضوی از خانواده می‌دانند. در میان آن‌ها هنک بیش از بقیه از میا و خانواده‌اش حمایت می‌کند. اوست که اولین بار به میا می‌گوید صاحب متل قلبی از سنگ دارد. برای صاحب متل فرقی نمی‌کند که کارمندانش اهل کجا هستند، او نمونه شخصیتی یک سرمایه‌دار است، تا جای ممکن از نیروی کار سوءاستفاده می‌کند و جایی که لازم باشد با سفید‌پوست‌ها هم‌دست می‌شود تا علیه یک نژاد دیگر تصمیم بگیرند. وقتی در هتل دزدی می‌شود او اولین کسی است که هنک را به جرم اینکه سیاه‌پوست است مقصر می‌داند.

در مدرسه میا به سختی می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. مواجهه او با بچه‌های دیگر نگاه دیگری کودکان امریکایی را با یک غیرخودی به خوبی نشان می‌دهد. نویسنده برای نشان دادن این مفاهیم تصاویر قابل لمسی ارائه داده است. وقتی موضوع درس  به کشور چین می‌رسد یکی از همکلاسی‌ها می‌پرسد آیا چین در ژاپن است؟ و همه بچه‌ها تمام مدت به میا زل می‌زنند. دوست صمیمی میا دختری مکزیکی به نام لوپ است، او اولین بار مسئله ثروت و فقر را با زبان کودکانه و با استعاره ترن ‌هوایی برای میا باز می‌کند. از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، مهمانان غیرمجازی است که پدر و مادر میا به هتل راه می‌دهند، چینی‌های فقیری که نیاز به یک شب استراحت یا یک وعده غذا دارند و آن‌ها دور از چشم صاحب متل در اتاقی این مهمان‌ها را پنهان می‌کنند. قصه هر کدام از آن‌ها قصه یکی از مهاجران است.

«متل کالیویستا» داستانی است درباره قدرت تغییر آدم‌هایی که چیزی ندارند. مهاجرها، فقرا، اقلیت‌ها و همه کسانی که در آزادترین کشور دنیا تبدیل به برده‌های مدرن شده‌اند. نویسنده که خود چینی است در کتاب به وضعیت چین و مشکلاتی که باعث شد مردمش در یک دوران از آن فرار کنند اشاره می‌کند. انتهای کتاب، چین دیگر آن کشوری نیست که پدر و مادرش آن را ترک کرده‌اند و از نامه‌ها و گفتگوهای تلفنی به نظر می‌رسد در حال تغییر و قدرتمند شدن است.

متل کالیویستا تصویری از مهاجران فقیری می‌دهد که به امید زندگی بهتر و آزادتر به آزادترین کشور دنیا آمده‌اند. میا یک دختر جسور است، می‌خواهد تغییر ایجاد کند، می‌خواهد کاری کند که خانواده‌اش راحت‌تر زندگی کنند اما گاهی هم خرابکاری به بار می‌آورد و ایده‌هایش پدر و مادر و گاهی بقیه را به دردسر می‌اندازد. اما همین جسارت در نهایت وضع را برای همه تغییر می‌دهد. برای او و بقیه ساکنان یک متل درجه چندم.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7625 0
کتاب سوءرفتار با کودک و اورژانس اجتماعی https://yarikoodak.com/?p=7561 https://yarikoodak.com/?p=7561#respond Tue, 07 Jul 2020 08:48:21 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7561 کتاب سوءرفتار با کودک و اورژانس اجتماعی نوشته سعید صادقی که توسط روابط عمومی سازمان بهزیستی کشور در سال 1387 منتشر شده است به معرفی و بررسی مسئله سوءرفتار با کودک می‎پردازد. ایده اصلی کتاب پرداختن به این مسئله است که بدرفتاری با کودک یک مشکل اجتماعی قابل درمان و پیشگیری است و این مسئله زمانی امکانپذیر است که مردم آن را بشناسند و نسبت به آن مسئولیت‎پذیر باشند.

کتاب را از اینجا دانلود کنید.

منبع دسترسی به کتاب: کانال جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7561 0
معرفی کتاب اعجوبه (شگفتی) https://yarikoodak.com/?p=7145 https://yarikoodak.com/?p=7145#respond Sat, 28 Dec 2019 12:23:02 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7145 معرفی کتاب اعجوبه (شگفتی)

آگوست پسربچه‌ای ده ساله است و تا کلاس پنجم مادرش در خانه به او درس داده است، اما حالا که باید وارد مقطع راهنمایی شود پدر و مادرش پیشنهاد می‌کنند به مدرسه‌ای واقعی برود. سال اول راهنمایی برای همه بچه‌ها سخت است اما برای آگوست از همه سخت‌تر است. نه چون تا به حال مدرسه نرفته و با این محیط غریبه است، چون قیافه آگوست با بقیه متفاوت است. و چهره متفاوتش همه را می‌ترساند و فراری می‌دهد.

مدرسه همیشه می‌تواند جای وحشتناکی باشد و بچه‌ها می‌توانند بی‌نهایت بی‌رحم باشند. آنها دارند نقش بزرگترها را بازی می‌کنند و تا ده سالگی دیگر کاملا یاد گرفته‌اند که از تفاوت‌ها بترسند و تفاوت‌های خودشان را نیز پنهان کنند. تفاوت آگوست اما پنهان‌کردنی نیست. جامعه او را به خاطر متفاوت بودنش پس می‌زند، اما همه فکر نمی‌کنند او هیولایی است که باید در خانه پنهان شود.

شگفتی کتاب برای من در مبارزه هر روزه خود آگوست برای اثبات خودش نیست، شگفتی داستان برایم در پنهان‌نکردن آگوست در پستوست. باید خیلی شجاع باشی که بچه‌ای که چنان زشت است که بچه‌های دیگر فکر می‌کنند ماسک زده را به زمین بازی و بستنی فروشی و اجرای نمایش خواهر بزرگ‌ترش در مدرسه ببری؛ و خانواده آگوست این شجاعت را دارند؛ گرچه از تنها گذاشتنش در این جامعه خشن می‌ترسند، اما خطر می‌کنند و او را به مدرسه می‌فرستند و نتیجه رضایت‌بخش است. سال سختی به همه می‌گذرد اما آدم‌ها کم‌کم یاد می‌گیرند در کنار هم زندگی کنند و تفاوت‌های هم را بپذیرند.

کتاب راوی‌های متفاوتی دارد و ما داستان زندگی آگوست را از دید نزدیکانش می‌خوانیم و با دقیق شدن در زندگی هر کدام از آن‌ها می‌توانیم با هر یک همذات‌پنداری کنیم. همه ما می‌دانیم که اگر بچه‌ای با قیافه‌ای عجیب را ببینیم نباید رو ترش کنیم یا پا به فرار بگذاریم، اما اگر با خودمان صادق باشیم یادمان می‌آید که در گذشته یک بار به ماه‌گرفتگی بزرگ صورت غریبه‌ای خیره شده‌ایم، یا با کنجکاوی به سوختگی دست و پای کسی نگاه کرده‌ایم و یا با دیدن دست‌های به‌غایت کوچک فردی که رشد ناکامل داشته چهره در هم کشیده‌ایم. شاید حتی تفاوت‌های ساده‌تری را هم برنتابیده باشیم؛ شایدم بچه افغانستانی مدرسه را در بازی فوتبال راه نداده باشیم، یا به لکنت زبان همسایه‌مان خندیده باشیم و یا همکلاسی فقیرمان را طرد کرده باشیم.

نه نویسنده و نه آگوست نمی‌خواهند ما را به خاطر رفتارمان سرزنش کنند. آن‌ها می‌دانند در جامعه‌ای که افراد متفاوت همیشه از دیگران جدا شده‌اند جایی برای تمرین و آموختن تفاوت‌ها نیست. با خواندن این کتاب اما شما می‌توانید خودتان را جای آگوست بگذارید، یا جای پدر و مادرش که حامی و نگران او هستند و آگوست را عادی می‌بینند. شما می‌توانید خواهر بزرگتری باشید که علاوه بر مشکلات نوجوانی باید بار قضاوت مردم را نیز بر دوش بکشد و دلش زندگی‌ای عادی و معمولی بخواهد، می‌توانید کسی باشید که انتخاب می‌کند سر ناهار کنار هم‌مدرسه‌ای متفاوتش بنشیند یا همه جا چو بیندازید که زشتی او مسری است و باید از او دوری کرد…

خوبی کتاب داستان همین است؛ فراهم‌کردن تجربه موقعیت‌هایی که ممکن است در زندگی عادی با آن‌ها روبه‌رو شویم و واکنش‌های اشتباهی ازمان سر بزند. اما اگر پیش‌تر این موقعیت‌ها را تمرین کرده باشیم چه؟ من که فکر می‌کنم جامعه‌‌ای که تفاوت‌ها را بپذیرد جامعه زیباتری‌ است و چه خوب می‌شود اگر با خواندن داستان زندگی بچه‌ای متفاوت، که خوب و کامل نوشته شده، بودن در این جامعه را تمرین کنیم.

این کتاب به نام‌های شگفتی، با ترجمه پروین علی‌پور، نشر افق و همچنین اعجوبه، با ترجمه فرح بهبهانی، نشر پیدایش، منتشر شده است و نویسنده‌ی آن آر.جی. پلاچیو است.

منبع: سایت بازتاب

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7145 0
معرفی کتاب؛ اگر فرزند دختر دارید… https://yarikoodak.com/?p=7043 https://yarikoodak.com/?p=7043#respond Sun, 25 Aug 2019 18:52:40 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7043 معرفی کتاب؛ اگر فرزند دختر دارید…

همان‌طور که از عنوان اگر فرزند دختر دارید… برمی‌آید، موضوع کتاب چگونگی شکل‌گیری هویت جنسیتی در کودکان است. کتاب در چهار فصل نگاشته شده و به بررسی مستقیم زندگی کودک از آغاز تولد می‌پردازد و سپس مسایل زیر را تحلیل می‌کند: رفتار بزرگ‌ترها در برابر کودک، روابطی که آنان در هر سنی با او برقرار می‌کنند، انواع خواسته‌هایی که به وی تحمیل می‌شود و نحوه تحمیل آنها، تمام خواسته‌های مختلفی که از کودک بر حسب اینکه پسر یا دختر باشد انتظار می‌رود، تلاش‌هایی که کودک باید برای انطباق با این انتظارات و توقعات انجام دهد، و پاداش‌ها یا تنبیه‌هایی که در صورت برآوردن یا برنیاوردن این توقعات در انتظار اوست.

نویسنده کتاب، خانم النا جانینی بلوتی، از مربیان تعلیم‌وتربیت در ایتالیاست که مدیریت زایشگاه «مونته سوری» را از آغاز بر عهده داشته است. این کتاب نتیجه تحقیقات و تجربه ایشان در عرصه آموزش است.

در فصل اول کتاب، با عنوان «در انتظار نوزاد»، نویسنده به کلیشه‌های جنسیتی می‌پردازد که پیش از تولد نوزاد نگاه جنسیتی به وی را موجب می‌شود. در جایی از این فصل در نگاه به این کلیشه‌ها به رنگ لباس نوزادان اشاره می‌کند: «نخستین عامل تفاوت‌گذاری، که ارزشی نمادین پیدا می‌کند، رنگ لباسی است که برای نوزاد تهیه می‌شود. از آنجا که جنسیت نوزاد معین نیست، برای لباس او رنگی در نظر می‌گیرند که هم برای دختر و هم برای پسر مناسب باشد، اما رنگ صورتی به‌کلی منتفی است، حتی برای کسانی که دلشان دختر می‌خواهد. در واقع صورتی رنگی کاملا زنانه محسوب می‌شود که برازنده پسرها نیست. فروشندگان وسایل نوزادان از این نکته به‌خوبی باخبرند، زیرا لباس‌های صورتی را فقط برای دختربچه‌های «تازه‌دنیاآمده» می‌فروشند. این پدیده هنگامی حیرت‌انگیز می‌شود که بدانیم کاربرد دو رنگ مختلف (صورتی و آبی آسمانی) برای تشخیص نوزادهای دو جنس همین اواخر رواج یافته است.» (ص ۳۵)

فصل دوم به دوران خردسالی می‌پردازد و آن را دورانی بسیار مهم و تاثیرگذار در زندگی فرد می‌نامد؛ گویی که تصویر آینده کودک از خودش در همین سال‌ها شکل می‌گیرد: «کودک از مجموعه برخوردهای مادر با بدنش (برخوردهای ستایش‌آمیز یا سرزنش‌بار، یا هر دو نوع به‌تناوب) یاد می‌گیرد که بدنش را چیزی بد یا خوب بداند، از آن بدش بیاید یا دوستش بدارد.» (ص ۵۴)

نویسنده در این فصل نسبت به تاثیر کلیشه‌های جنسیتی در زندگی و آینده دختران نیز هشدار می‌دهد:

«هیچ‌کس دوست ندارد به‌چشم فرد درجه دوم دیده شود. این کشف مایه درد و رنج است، عزت‌نفس را تضعیف می‌کند، بلندپروازی را کاهش می‌دهد، خودشکوفایی را محدود می‌سازد و رشک نسبت به ممتازان و میل به ممتاز شدن را برمی‌انگیزد. مقایسه بی‌وقفه با پسرهایی که از امتیازهایی برخوردارند که دختربچه‌ها از آنها محروم‌اند عزت‌نفس ضروری برای تحقق هدف‌ها و پیشبرد پیکارها را در دخترها کاهش می‌دهد. دخترها و زنان در واقع بسیار بیشتر از پسرها از احساس فرودستی رنج می‌برند. هر چه تزلزل و شک ما دختران و زنان درباره ارزش خاص خودمان عمیق‌تر باشد، هر چه بیشتر برای درک و برآوردن انتظارات دیگران خود را به آب‌وآتش بزنیم، و خلاصه هر چه انطباق ما با خواسته‌های دیگران موفقیت‌آمیزتر باشد، از پذیرش و محبوبیت خود مطمئن‌تر می‌شویم.» (ص ۹۸)

راهکار وی هر چه کمتر کردن کلیشه‌های جنسیتی در زندگی است: «راه پربار ساختن زندگی و شخصیت افراد این نیست که، همان‌گونه که همیشه عواطف مردان را تقلیل داده‌اند و ناقص کرده‌اند، عواطف زنان را مهار سازیم و کاهش دهیم، یا از بیان آزادانه آنها جلوگیری کنیم. برای بهبود زندگی دختربچه‌ها نباید آنان را به رقابت‌جویی با پسرها و تقلید از آنان واداریم، بلکه باید به گزینش یکایک افراد، مستقل از جنس آنان، احترام بگذاریم و یاری برسانیم و الگوهای متنوع‌تری را به کودکان عرضه کنیم؛ الگوهایی که از کلیشه‌های مسلط رها شده‌اند و شکوفایی و ابراز وجود افراد را ممکن می‌سازند. بدین ترتیب کودکان می‌توانند استعدادها و شخصیت خود را هر چه کامل‌تر شکوفا سازند، بی‌آنکه مجبور باشند جنبه‌هایی از وجود خودشان را قربانی کنند که ارزشی گران‌قدر دارد.» (ص ۷۸)

فصل سوم، با موضوع بازی‌ها، اسباب‌بازی‌ها و ادبیات کودکان، به تثبیت کلیشه‌های جنسیتی از طریق اسباب‌بازی‌هایی که برای کودکان خریداری می‌شود و بازی‌هایی که معمولا از آنان انتظار می‌رود، توجه می‌کند.

در فصل چهارم، با عنوان «نهادهای آموزشی: کودکستان‌ها، دبستان‌ها و دبیرستان‌ها»، به نقد نظام آموزشی و به‌طور کل نهادهای آموزشی پرداخته می‌شود. غیاب مردان در امر آموزش در کودکستان‌ها و مدارس ابتدایی، مربیان زنی که بین پسران و دختران تبعیض روا می‌دارند و نگاه کور جنسی دارند و نیز جداسازی بر اساس جنس در مدارس از جمله این نقدهاست.

کتاب اگر فرزند دختر دارید… کتاب راهنمای مناسبی برای والدین، معلمان، مربیان و همه کسانی است که به موضوعات مربوط به جنسیت علاقه‌مندند. این کتاب را نشر نی با ترجمه محمدجعفر پوینده در ۲۲۴ صفحه به چاپ رسانده است.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7043 0
چه می‌شد اگر … زمین گرد نبود؟ https://yarikoodak.com/?p=7070 https://yarikoodak.com/?p=7070#respond Fri, 26 Jul 2019 09:42:15 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7070

چه می‌شد اگر … زمین گرد نبود؟

کامپَزیتو
کتاب راهنما برای آموزش حقوق بشر به کودکان
شورای اروپا، ۲۰۰۷
ترجمه: حمیدرضا واشقانی فراهانی

ارجاع: شورای اروپا، ۲۰۰۷. کامپزیتو، کتاب راهنما برای آموزش حقوق بشر به کودکان؛ تمرین چه می‌شد اگر … زمین گرد نبود؟. ترجمه‌ی حمیدرضا واشقانی فراهانی. سایت حق کودکی، ۲۰۱۵

کامپَزیتو یک کتاب راهنما برای آموزش حقوق بشر به کودکان است. این کتاب در سال ۲۰۰۷ و با هدف ترویج و توسعه فرهنگ حقوق بشر توسط شورای اروپا تدوین شد و در اختیار آموزگاران، مربیان و علاقمندان به مبحث حقوق کودک قرار گرفت. کتاب، شامل ۴۲ تمرین است و برای کودکان ۱۳-۶ سال طراحی شده است و موضوعاتی از قبیل: شهروندی، دموکراسی، تبعیض، آموزش و فراغت، محیط زیست، خانواده و بدیل‌های سرپرستی، برابری جنسیتی، سلامتی‌ و رفاه، رسانه و اینترنت، مشارکت، صلح و درگیری، فقر و محرومیت اجتماعی، و خشونت را پوشش میدهد. تمام ۴۲ تمرین به صورت گروهی و مشارکتی اجرا می شوند و در آنها تلاش می شود، که کودکان مفاهیم یاد شده و توانایی‌هایی‌ نظیر تفکر انتقادی، بیان نظرات و حل مشکلات را از طریق تجربه کردن و در قالب یک کار گروهی بیاموزند.
تمرینی که در پی می‌آید، به منظور کار با کودکان ۱۳-۸ سال و درکِ تاثیر و وابستگی متقابل حقوق در زندگی روزمره است. این تمرین می تواند توسط مربی یا تسهیل کننده، بر مبنای نیاز، زمان، شرایط محیطِ آموزشی و سطح آگاهی‌کودکان تطبیق داده شود.

موضوعات حقوق بشر عمومی، آموزش و اوقات فراغت، فقر و امنیت اجتماعی
سطح ۳
سن ۸ تا ۱۳ سال
زمان  ۶۰ دقیقه
تعداد افراد گروه ۸ تا ۲۰ کودک
نوع تمرین تحلیل، نمایش و قصه‌پردازی، بحث ‌و گفت‌وگو
نگاه اجمالی کودکان پیامدهای یک موقعیت خاص را تصور و نتایج آن را تبدیل به نمایش می‌کنند.
اهداف
  • تفکر درباره‌ی تاثیر و وابستگی متقابل حقوق
  • تفکر درباره‌ی حقوق در زندگی روزمره‌ی ما
آماده سازی
  • موقعیتی که متناسب با تجربه و مسائل کودکان باشد، انتخاب، تنظیم یا خلق کنید.
  • کارت‌های موقعیت را کپی کرده و بِبُرید.
  • از [برگه‌ی مربوط به] “اثر آبشاری” کپی بگیرید.
وسایل مورد نیاز
  • کارت‌های موقعیت
  • کاغذ و قلم برای [بخش] ارائه
  • چند کپی از اثرات آبشاری

روش کار

۱. فعالیت را با این توضیح معرفی کنید که همه‌ی انسان‌ها [ گاهی سوالی نظیر] «چه می‌شد اگر…» را تصور می‌کنند. ما گاهی موقعیت‌های خوشآیند را تصور می‌کنیم (مانند: چه می‌شد اگر دیگر جنگی در کار نبود؟) و گاهی موقعیت‌های ناخوشآیند را (مانند: اگر جنگی در کشور من رخ بدهد چه خواهد شد؟). در این فعالیت به کودکان موقعیتی ارائه خواهد شد و از آن‌ها خواسته می‌شود تا به تاثیرات احتمالی حاصل از [آن موقعیت] بر زندگی مردم فکر کنند.

۲. اثرات آبشاری را معرفی کرده و نشان دهید که یک موقعیت چگونه می‌تواند زنجیره‌ای از اتفاقات را در پی داشته باشد؛ از یک موقعیت ساده و آشنا استفاده کنید. (مانند: اگر شما اجازه نداشتید به مدرسه بروید، چه می شد؟← بی‌سواد ماندن ← ناتوانی در خواندن راهنما‌ها و نقشه‌ها، نوشتن نامه  و استفاده از کامپیوتر)

۳. کودکان را به گروه‌های کوچک تقسیم کنید و به هر گروه یکی از کارت‌های موقعیت، یک کپی از [برگه‌ی] اثرات آبشاری و قلم بدهید. از آن‌ها بخواهید تا با هم کار کرده و آن را تکمیل کنند.

۴. هنگامی که کودکان [برگه‌ی] اثرات آبشاری را تکمیل کردند، به آن‌ها بگویید که باید نمایشی را آماده کنند که نشان‌دهنده‌ی اثرات احتمالی ناشی از موقعیت [مورد نظر] باشد. به کودکان برای آماده کردن ارائه‌ی خود فرصت دهید.

۵. از گروه‌ها بخواهید تا به نوبت، [کارت] موقعیت خود را خوانده و [سپس] نمایش را اجرا کنند.

۶. پس از هر ارائه، نظرخواهی کنید وسوالاتی مانند آنچه در پی می‌آید، مطرح کنید:

  • آیا فکر می‌کنید این موقعیت می‌تواند اثرات دیگری هم داشته باشد؟
  • چه مواردی از حقوق بشر با این موقعیت در ارتباط هستند؟ آیا این موقعیت، حقی را نقض یا از آن محافظت می‌کند و یا موجب ترویج آن می‌شود؟
  • آیا موارد دیگری از حقوق بشر با اثرات این موقعیت در ارتباط هستند؟

جمع‌بندی و ارزیابی

۱. تمرین را با پرسیدن سوالاتی نظیر زیر جمع‌بندی کنید:

  • درباره این تمرین چه احساسی دارید؟
  • آیا تصورِ موقعیت مورد نظر سخت بود؟
  • آیا فکر کردن به اثراتی که از این موقعیت ناشی می‌شوند، سخت بود؟
  • به نظر شما این موقعیت‌ها واقعی بودند یا غیر واقعی؟ چرا؟
  • آیا گمان می‌کنید که این موقعیت‌ها در جهان واقعی وجود دارند؟
  • شما در چنین موقعیت‌هایی چگونه واکنش نشان می‌دهید؟
  • برای تغییر این موقعیت‌ها، ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

۲. با پرسیدن این سولات، میان این تمرین و حقوق بشر ارتباط برقرار کنید:

  • وقتی حقی نقض می‌شود، چه تاثیری بر دیگر حقوق می‌گذارد؟ آیا در نمایش‌های ارائه شده، مثالی سراغ دارید؟
  • وقتی حقی محافظت یا ترویج می‌شود، چه تاثیری بر حقوقِ دیگر می‌گذارد؟ آیا در نمایش‌های ارائه شده، مثالی سراغ دارید؟
  • چرا ‌ما به تمامیِ حقوق انسانی‌مان نیاز داریم؟

پیشنهاداتی برای پی‌گیری

تمرین‌های «سفر دریایی به سرزمینی جدید» و «مهم‌ترین برای چه کسی؟» نیز درباره‌ی وابستگی متقابل حقوق هستند.

[تمرین] « پیکره‌ی دانش» از کودکان می‌‌خواهد تا موقعیتی را فرض کنند که به منابع آموزشی دسترسی ندارند.

ایده‌هایی برای کار عملی

تمرین «قانون اساسی گروه ما» کودکان را درگیر بهبود حقوقِ [مربوط به] محیط زندگی‌شان می‌کند. داشتن یک قانون اساسی گروهی، تاثیرات چندگانه‌‌ی حقوقِ [مربوط به] محیط زندگی را در شرایط واقعی، نشان می‌دهد.

نکاتی برای تسهیلگران

موثر بودن این تمرین، به نوع موقعیتی که به کودکان پیشنهاد می‌کنید، بستگی زیادی دارد. موقعیت‌های جدیدی تنظیم یا خلق کنید که به دل‌مشغولی‌ها و تجربیات کودکان مرتبط باشند. [این موقعیت‌ها] می‌توانند به کلیت حقوق بشر یا به بُعد خاصی از آن اشاره داشته باشند. به عنوان مثال شما می‌توانید موقعیت‌هایی را بسط دهید که همگی به حقوق اقتصادی و اجتماعی یا ابعاد خاصی مانند برابری جنسیتی یا محیط زیست اشاره کنند. سعی کنید هم  به موقعیت‌های مثبت اشاره کنید (مانند: چه می‌شد اگر زنان و مردان دستمزدی برابر دریافت می‌کردند؟ چه می‌شد اگر در شهر ما، همه از طریق بازیافت، مقدار زباله‌‌هایشان را به نصف تقلیل می‌دادند؟) و هم موقعیت‌های منفی را مطرح کنید (مانند: چه می‌شد اگر فقط مردان [حق] مالکیت داشتند؟ چه می‌شد اگرهمه‌ی بزرگ‌تر‌ها در شهر ما یک ماشین شخصی داشتند ؟)

آماده باشید تا مثال‌هایی از موقعیت‌هایی ارائه کنید که یا در زندگی واقعی وجود دارند یا در گذشته وجود داشته‌اند. (مانند: زنانی که حق مالکیت بر دارایی‌های خود یا حضور در مدرسه را ندارند یا دختران و پسرانی که به سربازی اجباری می‌روند).

تغییراتِ [پیشنهادی]

  • موقعیت یکسانی را به چندین گروه یا همه گروه‌های کودکان بدهید. نظراتشان را درباره‌ی اثرات مقایسه کنید.
  • کودکان را به گروه‌های هم‌جنس تقسیم کنید و پاسخ‌های متفاوت‌شان به موقعیت‌‌های مربوط به هم‌جنس‌ها را مقایسه کنید.
  • برای صرفه‌جویی در زمان، ارائه‌ی نمایش را حذف کنید یا موضوع را به صورت نمایش‌های بدون گفت‌وگو یا پرده‌های نقاشی و تابلو یا ژست‌های بدون حرکت ارائه کنید.

 تنظیمات

برای کودکان کم‌سن و سال‌تر: اثرات آبشاری را حذف کنید و مستقیما به سراغ نمایش  بروید. کودکان کوچک همچنین ممکن است مشکلاتی در فهم وابستگی متقابل حقوق داشته باشند، به جای [وابستگی متقابل حقوق] بر  اهمیتِ لذت بردن از تمام حقوقمان تاکید کنید.

برای کودکان بزرگ‌تر: از آن‌ها بخواهید تا ارائه‌ی خود را با ماده‌ای مشخص از اعلامیه جهانی حقوق بشر یا پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک مرتبط کنند.

1212

برگه‌ی موقعیت‌ها

در ذیل، موقعیت‌هایی آمده است که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. مرتبط‌‌‌ترین آن‌ها به گروه خود را انتخاب کنید یا نمونه‌های جدیدی بسازید که شامل هر دو موقعیت‌ِ منفی و مثبت باشند.

 

موقعیت ۱

دولت تصمیم گرفته است همه‌ی مدارس و دانشگاه‌ها را تعطیل کند. از فردا به بعد همه کودکان می‌توانند به جای مدرسه رفتن هر کاری که دوست دارند را انجام دهند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۲

دولت تصمیم گرفته است برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تمام بیمارستان‌ها را تعطیل کند. دیگر دکتر و داروخانه‌ای در کار نخواهد بود، به جای آن کتاب‌هایی درباره طب گیاهی به قیمت ارزان‌ عرضه خواهند شد.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۳

دولت تصمیم گرفته است بازی کردن در خیابان، مدرسه، پارک‌ها و هرجا که در دید مردم است را ممنوع کند. علاوه بر این، اسباب‌بازی فروشی‌ها نیز تعطیل خواهند شد و دیگر کسی نمی‌تواند اسباب‌بازی بفروشد. هر کس که در خانه، هنگام بازی دستگیر شود به دادگاه برده شده و درنهایت زندانی خواهد شد.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۴

دولت تصمیم گرفته است که از فردا فقط دختران می‌توانند به مدرسه بروند و در اوقات فراغت خود بازی کنند. همه پسرها مجبور خواهند بود که در کارخانه شروع به کار کنند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۵

دولت تصمیم گرفته‌ است که از فردا هیچ کسی در جمعی بیش‌تر از دو نفر دیده نشود. همه‌ی تجمعات گروه‌های بیش‌تر از دو نفر ممنوع است. شکستن [این] قانون، با زندان مجازات خواهد شد.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۶

دولت تصمیم گرفته است که هر مدرسه‌ای یک سایت با تعدادِ کافیِ کامپیوتر، داشته باشد تا هر کودک بتواند حداقل هفته‌ای سه ساعت از کامپیوتر استفاده کند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۷

دولت تصمیم‌ گرفته است شورای نوجوانانی تاسیس کند که به شورای استانی درباره دغدغه‌های کودکان مشاوره دهد. هر مدرسه‌ای در جامعه‌ی محلی ما می‌تواند دو نماینده برای شرکت در این شورا انتخاب کند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۸

دولت تصمیم‌ گرفته است برای افزایش درک بین‌المللی، هر کودکی باید تا پیش از ۱۲ سالگی فرصت بازدید از یک کشور اروپایی دیگر را داشته باشد.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۹

دولت تصمیم گرفته است تا کودکانِ دارای نیاز های خاص[1] باید برای مشارکت هرچه بیشتر در جامعه تشویق شوند. موانع مشارکت باید برطرف و نیازهای این کودکان، مانند ویلچر، سمعک، کتاب‌های به خط بریل و کامپیوتر برآورده شوند. تا آن‌جایی که ممکن است این کودکان باید در مدرسه، در کنار کودکان دیگر حضور داشته باشند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

موقعیت ۱۰

دولت تصمیم گرفته است که از فردا هر کودکی که در امتحانی مردود شود از مدرسه اخراج شود. فقط کودکانی که در هیچ امتحانی مردود نشده باشند، می‌توانند ادامه تحصیل دهند.

این موقعیت چه اثرات کوتاه مدتی خواهد داشت؟ و در سال‌های آتی چطور؟

 

[1]. Children with disabilities

 

این تمرین ترجمه‌ای است از:

Council of Europe, 2007. Compasito – a manual on human rights education for children: what if … the world were flat? Directorate of Youth and Sport, Hungary

منبع: سایت حق کودکی

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7070 0
معرفی کتاب؛ پیشگیری از سو استفاده جنسی از کودکان https://yarikoodak.com/?p=7039 https://yarikoodak.com/?p=7039#respond Thu, 25 Jul 2019 18:49:16 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7039 معرفی کتاب؛ پیشگیری از سو استفاده جنسی از کودکان

این کتاب ترجمه و تلخیصی از کتاب پیشگیری از آزار جنسی: فعالیتها و راهبردهایی برای کسانی که با کودکان و نوجوانان کار میکنند نوشته کارول ا. پلامر است که فعالیت‎های دیگری به آن اضافه شده. کتاب برای معلمان و مربیان مهد کودک و مدارس ابتدایی طراحی شده، اما فعالیت‌های ارایه‌شده در آن به‌گونه‌ای‌ست که در خانواده و برای یک کودک هم قابل اجراست.

پیشگیری از سو استفاده جنسی از کودکان؛ اصول برنامهریزی، روشها و فعالیتها، ترجمه و تالیف فاران حسامی. تهران، ساوالان

کتاب در شش فصل نگاشته شده است. در فصل اول به‌عنوان تعریف مشکل و به این سوال که «سو استفاده جنسی از کودکان چیست؟» این‌طور پاسخ می‌دهد: سو استفاده جنسی از کودکان یعنی اینکه شخص به‌اجبار یا در اثر فریب خوردن به برقراری رابطه جنسی تن دهد که تماس با دستگاه تناسلی، لمس قسمت‌های خصوصی بدن (سینه‎ها، دستگاه تناسلی و باسن)، هرزه‌نگاری، مکالمات تلفنی مستهجن و… را شامل می‎شود.

از نظر نویسنده، در فصل دوم، برای برنامه‎های پیشگیری دو راه کلی وجود دارد: راه اول اینکه ما بزرگسالان، به‌عنوان کسانی که با بچه‎ها ارتباط داریم و به آنها اهمیت می‎دهیم، نیاز داریم که اول از همه خودمان درباره این مشکل جدی اجتماعی آموزش ببینیم؛ و راه دوم اینکه ما نیازمند تهیه و تکمیل راه‎‎هایی هستیم تا اطلاعات و مهارت‎های لازم برای جلوگیری از سو استفاده جنسی را به کودکان آموزش دهیم.

در فصل سوم به این مساله پرداخته می‎شود که برنامه موفق پیشگیری از سو استفاده جنسی از کودکان چگونه امکان‌پذیر است. حمایت کامل جامعه؛ شفافیت و وضوح اهداف و ظرفیت برنامه، گروه مشورتی یا کمیته نظارتی برای اطمینان از پیشرفت، ارزیابی و حمایت مداوم مدرسان مجرب و آموزش‎دیده؛ تلاش برای بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهی جامعه؛ امکان دسترسی به کودکان از طریق مهدکودک‌ها، مدارس یا سایر موسسات موجود؛ همکاری میان مدارس و انجمن‎ها و خدمات حمایت از کودکان؛ تمرکز دقیق و مناسب روی امنیت و نه مسایل جنسی در همه قسمت‎های برنامه؛ وجود برنامه برای طرح‎ریزی‎های مداوم؛ تعهد به گزارش دادن هرگونه احتمال کودک‌آزاری؛ حمایت از برنامه‎های کارکنان و داوطلبان؛ و احساس مسوولیت، تعلق خاطر و از خود دانستن جامعه در مورد برنامه پیشگیری از جمله مواردی است که در کتاب به‌عنوان عوامل موثر در اجرای موفق برنامه‎های پیشگیری به آنها اشاره می‎شود.

فصل چهارم، با عنوان مشارکت والدین، درباره راه‎های جلب مشارکت والدین در برنامه‎های پیشگیری صحبت می‎کند و تاکید می‎شود که زمینه‎ساز مشارکت والدین این است که ایشان اطمینان حاصل کنند که موضوع مهم و حساسی برنامه‎ریزی شده است تا با روشی مناسب به فرزندانشان آموزش داده شود و سپس پیشنهاداتی در جهت جذب مشارکت آنان ارایه می‎گردد.

فصل پنجم کتاب دستورالعمل‎هایی برای آموزش‌دهندگان ارایه می‎دهد؛ دستورالعمل‌هایی برای مدرسانی که مستقل عمل می‎کنند، معلمان کلاس‎ها و مدرسانی که با کودکان کم‎توان جسمی یا ذهنی و کودکان خانواده‎های ازهم‌گسیخته کار می‎کنند.

در فصل ششم نیز برنامه‎های درسی و فعالیت‎های آموزشی برای کودکان پیش‌دبستانی، سال اول دبستان و کودکان با توانایی‎های ویژه معرفی می‎گردد. درس‎های پیش‎بینی‌شده در این بخش عبارت‌اند از اعضای بدن، آشنایی با انواع لمس‌ها، پیوستار لمس‎ها، لمس‎های اجتناب‎ناپذیر، روش‎هایی که کودکان تهدید یا فریفته می‎شوند، همه ما به لمس‌های خوب نیاز داریم، و داستان حباب‌های گرم‌ونرم. در پایان کتاب نیز پیوست‎هایی برای راهنمای ارایه بهتر درس‎ها آمده است.

این کتاب، علاوه بر معلمان و مربیانی که با کودکان کار می‎کنند، می‎تواند راهنمای عمل فعالان کودک نیز باشد و در طراحی برنامه‎های مربوط به رفع خشونت جنسی علیه کودکان راهگشا باشد.

این کتاب را نشر ساوالان در سال ۱۳۸۷ با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه منتشر کرده است.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7039 0