Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the bulletproof-security domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. بارگذاری ترجمه برای دامنه gon زودتر از حد مجاز فراخوانی شد. این معمولاً نشان‌دهندهٔ اجرای کدی در افزونه یا پوسته است که خیلی زود اجرا شده است. ترجمه‌ها باید در عملیات init یا بعد از آن بارگذاری شوند. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 6.7.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Notice: Function wp_enqueue_style was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the theme-styles handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon-child/js/scripts.js in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 22

Notice: Function wp_enqueue_script was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the theme-scripts handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/assets/css/plugin-styles.css in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 31

Notice: Function wp_enqueue_style was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the plugin-styles handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: filemtime(): stat failed for /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/assets/js/plugin-scripts.js in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php on line 40

Notice: Function wp_enqueue_script was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the plugin-scripts handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/functions.php on line 6121

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-content/themes/gon/functions.php:40) in /var/www/vhosts/yarikoodak.com/httpdocs/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
اخبار | انجمن یاری کودکان در معرض خطر https://yarikoodak.com انجمن یاری کودکان در معرض خطر، سازمانی غیردولتی و مردم نهاد است که خود را موظف به حمایت از تمامی افراد زیر 18 سال می داند که به دلیل وجود ساختارهای تبعیض آمیز اقتصادی -اجتماعی فرصت یگانه «کودکی» را از دست می دهند. Sun, 19 Jun 2022 17:55:03 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.8.6 انتشار ترجمه فارسی گزارش «کار کودک؛ برآوردهای جهانی ۲۰۲۰، رویه‌ها و مسیر پیش رو» https://yarikoodak.com/?p=8010 https://yarikoodak.com/?p=8010#respond Fri, 10 Jun 2022 17:40:36 +0000 http://yarikoodak.com/?p=8010

«گزارش کار کودک: برآوردهای جهانی 2020، رویه‌ها و مسیرِ پیش رو» به این موضوع پرداخته است که ما در کجای تلاش جهانی برای پایان‌دادن به کار کودک ایستاده‌ایم. این گزارش در سال جهانی ملل متحد برای حذف کار کودکان، توسط سازمان بین‌المللی کار و سازمان یونیسف، دو متولی هدف 8.7  از اهداف توسعه پایدار، منتشر شده است. گزارش حاضر کلیدی‌ترین ویژگی‌ها و زوایای مختلف کنونی کار کودک و تغییراتی که در طول زمان داشته است را شرح می‌دهد.

در راستای برآوردهای کار کودکان که از سال 2000 هر چهار سال یک بار توسط سازمان بین‌المللی کار منتشر می‌شود، محاسبات سال 2020 بر اساس برون‌یابی داده‌های پیمایش‌های ملی خانوار صورت گرفته‌اند. در برآورد اخیر از  بیش از 100 پیمایش خانوار -که دو سوم جمعیت کودکان بین 5 تا 17 سال جهان را پوشش می‌دهند- استفاده شده است.

فهرست این گزارش عبارت است از:

  • سطوح و رویه‌های کنونی
  • بررسی اجمالی وضعیت جهانی و منطقه­‌ای
  • مشخصات کودکان درگیر کار کودک
  • مشخصات کار کودک
  • کار کودک و تحصیل
  • کار کودک، درآمد ملی و شکنندگی دولت‌ها
  • آثار و نتایج کووید-19
  • مسیر پیش رو

ترجمه فارسی این گزارش توسط شبکه یاری کودکان کار تهیه و تدوین شده و از اینجا  قابل دانلود است. 

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=8010 0
بیانیه انجمن یاری کودکان درباره حادثه متروپل https://yarikoodak.com/?p=8000 https://yarikoodak.com/?p=8000#respond Thu, 26 May 2022 17:06:09 +0000 http://yarikoodak.com/?p=8000 جنایت متروپل بار دیگر نشان داد که چگونه سیاست‌گذاری سودمحور علاوه بر حذف بیش از پیش به حاشیه رانده‌شدگان، در هنگامه تولید بحران، بیشترین قربانیان خود را از این به حاشیه رانده‌شدگان در حال افزایش می‌گیرد. خیل کشته شدگانی که نام و نشانی از آنها در دست نیست، نشان‌دهنده این سیاست است. 

کودکان یکی از اولین گروه‌های به حاشیه رانده شده در عرصه سیاست‌گذاری هستند که تعدادی از آنها نیز در این حادثه کشته شده یا یکی از بستگان خود را از دست دادند. تا زمانی که شیوه سیاست‌گذاری در کشور تغییر نکند و با مداخله هر چه بیشتر گروه‌های به حاشیه رانده‌شده در سیاست‌گذاری به سمت سیاست جماعت‌محور و در کنار آن رعایت کنوانسیون‌ها و پیمان‌نامه‌های جهانی از جمله پیمان‌نامه حقوق کودک (به عنوان گامی برای تامین زیست و شان انسانی) حرکت نکنیم، زیست کودکان چیزی غیر از حذف‌شدگی بیشتر در فاصله بحران‌ها نیست.

علاوه بر این، خبرها حکایت از بازداشت تعدادی از کودکان در جریان اعتراضات به این حادثه دارد. انجمن یاری کودکان در معرض خطر ضمن محکوم کردن این اقدام، خواهان آزادی بی قید و شرط این کودکان است تا مرهمی بر تن زخم خورده کودکی‌های از دست رفته باشد.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=8000 0
بیانیه شبکه یاری کودکان کار به مناسبت روز جهانی کارگر https://yarikoodak.com/?p=8003 https://yarikoodak.com/?p=8003#respond Mon, 02 May 2022 17:22:29 +0000 http://yarikoodak.com/?p=8003

روز جهانی کارگر در حالی فرا می‌رسد که جهان در تلاطم دهشتناکی دست‌وپا می‌زند. فقر، بیکاری و آوارگی میلیون‌ها انسان، حاصل جنگ‌افروزی حاکمانی است که با بی‌تدبیری، زیاده‌خواهی و قلدری، جهان را به ورطه هولناکی سوق داده‌اند. متاسفانه کودکان و زنان اولین قربانیان این کارزار دلخراش و بی‌پایان هستند.  

  

▫در سالی که در کشورمان سپری کردیم، تن خسته و رنجور کارگران در فشار سهمگین تورم و گرانی، چند برابر شدن یکباره هزینه‌های زندگی، افزایش سرسام‌آور و لجام‌گسیخته هزینه مسکن و سلامت و آموزش و از میان رفتن حمایت‌های اجتماعی سفره کارگران را کوچکتر از همیشه کرده است. کارگران مهاجر در این میان بی‌پناه‌تر از همیشه فشارهای مضاعفی را متحمل شده‌اند. در بحران‌های اقتصادی، هزینه‌های آموزش و تحصیل فرزندان اول از همه از سبد خانوار حذف می‌شود و کودکان به ناچار و علیرغم میل باطنی بخشی از تامین معاش خانوار را عهده‌دار می‌شوند.  

  

▫شبکه یاری کودکان کار متشکل از ده‌ها نهاد مدنی حامی کودکان کار فرا رسیدن روز جهانی کارگر را به کارگران زحمت‌کش ایران شادباش گفته و ضمن هشدار به مسئولین و متولیان امور در خصوص وضعیت اسفبار اقتصادی و اجتماعی، به شدت نگران خانواده‌های در شرایط دشوار و به خصوص فرزندان این خانواده‌ها است.  

  

🔻ما با استناد به مفاد مصرح در پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک که کشور ما در سال ۱۳۷۳ به آن پیوسته و متعهد به اجرای مفاد آن شده است، وظیفه انسانی و مسئولیت اجتماعی خود می‌دانیم مواردی را با تأکید بیشتر از گذشته یادآور شویم:  

  

۱)  فشارهای اقتصادی امان مردمان را بریده و به استیصال رسانده است. در این شرایط، خطر افزایش خشونت خانگی، کودک آزاری، ترک تحصیل کودکان و اجبار به اشتغال آنها و در نهایت فروپاشی خانواده‌ها همواره هموطنان عزیزمان را تهدید می‌کند. لذا بر عهده دولت فعلی است با سرعت بیشتری وارد عمل شده و با بهره‌گیری از علم عالمان اقتصادی، افزایش حمایت‌های اجتماعی و رفع موانع توسعه عادلانه اقتصادی و اجتماعی، از شعارزدگی فاصله گرفته و برای بهبود زندگی مردم گام‌های عملی‌تری بردارد.  

  

۲)  متاسفانه اخیرا شاهد جریانی در جامعه هستیم که به دنبال عادی‌سازی و عادی‌انگاری کار کودک و رسمیت‌بخشی به آن بعضاً با کلیدواژه کارآفرینی، به ایجاد دکه‌های گل‌فروشی ویژه کودکانِ‌کار‌ و حتی پوشاندن لباس فرم به کودکان کارگر و… اقدام می‌کنند؛ ما ضمن محکوم کردن هرگونه تلاش برای عادی‌سازی کار کودکان، به عنوان دیدبانان مردمی حقوق کودک، خواهان برخورد ریشه‌ای‌ با مسئله کار کودکان و واکاوی علل و پیدایش آن و ارائه راه حل‌های عملی و بهبود وضعیت زندگی خانواده‌های در شرایط دشوار با تأکید بر برابری حقوق ایرانی و غیرایرانی هستیم.  

  

۳)  همه‌گیری کرونا و تبعات آن، همچنین بحران اقتصادی حاصل از تحریم‌های بین‌المللی و سوء مدیریت اقتصادی و دلایل دیگری از جمله عدم دسترسی به فناوری و ابزارهای آن باعث شده چند میلیون دانش‌آموز به گفته خود مسئولین، از چرخه رسمی آموزش و پرورش خارج شوند. حال بیم آن می‌رود که با بازگشایی مجدد مدارس شمار قابل توجهی از این کودکان به دلیل تداوم فقر خانواده‌ها، همچنان از تحصیل به دور مانده و چه بسا اکنون مسئولیت تامین بخشی از معاش‌ خانواده‌هایشان را عهده‌دار شده باشند. لذا وزارت آموزش و پرورش مکلف است در اسرع وقت نسبت به وضعیت فعلی این دانش‌آموزان آمار و گزارش شفاف ارائه دهد و برای تحقق حق آموزش رایگان، باکیفیت و قابل دسترس برای همه کودکان این سرزمین اقدام کند.  

   

۴)  شبکه یاری کودکان کار از خواست‌های صنفی معلمان حمایت کرده و دلسوزانه تصریح می‌کند راه هرگونه توسعه و آبادانی کشور از مجرای آموزش و پرورش کشور می‌گذرد. حالِ خوب معلمان منجر به حالِ خوبِ فرزندان این کشور شده و در نهایت منجر به توسعه پایدار و عادلانه خواهد شد.  

 

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=8003 0
موج جدید دیگر ستیزی از راه رسید https://yarikoodak.com/?p=7987 https://yarikoodak.com/?p=7987#respond Thu, 14 Apr 2022 14:24:32 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7987 موج جدید دیگر ستیزی از راه رسید، با ایجاد اضطراب و نگرانی برای مردم ایران در این شرایط پرفشار اقتصادی تقویت شد و نهایتا به جان مهاجران و پناهجویان افغانستانی افتاد. آزار فیزیکی و روانی شهروندان گریخته از جهنم طالبان توسط عده‌ای افراد قلدر و بی‌‌اعتنا به قوانین و منش انسانی اتفاق تازه‌ای نیست. اینها چه کسانی هستند که با چشم بسته حمله می‌کنند؟ چرا سیاستمداران سکوت کرده‌اند؟ چرا جلوی ویران کردن فضای همدلی که بسیاری از مردم ایران با خون دل و در شرایط سخت اقتصادی ساخته‌اند گرفته نمی‌شود؟ این خشونت‌ها دامن کودکانی را خواهد گرفت که به کشور ما پناه آورده‌اند. مسئولیت هر گونه خشونت، نفرت‌پراکنی و دیگر ستیزی با کسانی است که در مقابل این اتفاقات یا تشویق کننده‌اند یا ساکت. 

انجمن یاری کودکان در معرض خطر با توجه به مشاهدات میدانی و ترس و وحشت ایجاد شده در کودکان، زنان و مردان افغانستانی ساکن ایران، انتظار دارد متولیان امور کشورمان در ارتباط با مسائل پیش آمده، سیاست درست اتخاذ کرده و برای پیشگیری از ادامه‌دار شدن این روند اقدام کنند. اطلاع رسانی از طریق رسانه‌ها و هشدارهای بموقع در جلوگیری از تبلیغات سوء و تحریک آمیز در معابر شهری و فضای مجازی می‌توانند از گسترش دامنه خشونت جلوگیری کرده و از التهاب بوجود آمده بکاهند. حق کودکان، جوانان و مردمان پناهنده این نیست که برای داشتن یک زندگی امن مدام دستخوش آوارگی و فقر و دربدری گردند. ایجاد شرایط امن زندگی برایشان سخاوت نیست، بلکه وظیفه‌ای است تا با همزیستی بتوانیم به سلامت پایدار جوامع کمک کنیم.

]]> https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7987 0  مطالبات صنفی ما و حقوق کودکان https://yarikoodak.com/?p=7976 https://yarikoodak.com/?p=7976#respond Tue, 14 Dec 2021 09:10:38 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7976 مطالبات صنفی ما و حقوق کودکان

✍ جعفر ابراهیمی، معلم و عضو انجمن یاری کودکان

با تعمیق مطالبات معلمان و فراگیر شدن اعتراضات صنفی، اشکال مختلفی از مطالبه‌گری ظهور کرده‌است به عنوان نمونه معلمان شاعر مطالبات را به نظم در می‌آورند یا حتی فراخوان را به صورت شعر می‌سرایند این خلاقیت‌ها جای بسی خوشحالی دارد.

اینکه برخی زنان یا مردان معلم مجبورند با کودکان خود در برنامه‌های اعتراضی شرکت می‌کنند نشان از تعهد آنان بر مطالبه‌گری است اما اگر کودک به وسیله‌ای برای تبلیغ و مطالبه‌گری و نوعی مظلوم‌نمایی گردد امری نادرست است.

به عنوان نمونه برخی همکاران برای بیان مطالبات از کودکان خود یا دانش‌آموزان استفاده می‌کنند. مثلا بر روی پیشانی یک کودک خردسال شعار می‌چسبانند یا یک خواسته را نوشته به دست کودک می‌دهند از آن عکس می‌گیرند نوشته‌ای که کودک اصلا هیچ درکی از آن ندارد یا برخی، کودکان را تشویق می‌کنند که متنی اعتراضی را بخوانند و سپس در فضای مجازی منتشر می‌کنند متنی که کودک در نوشتن آن نقشی ندارد و حتی به سختی روخوانی می‌کند.

این قبیل کارها با هر نیت خوبی هم انجام شود نادیده گرفتن حقوق کودکان است. صرف پدر و مادر بودن یا معلم بودن این حق را به ما نمی‌دهد که از کودکان برای اهداف خود به عنوان وسیله تبلیغی استفاده کنیم اگر ما یک بار پیمان‌نامه حقوق‌ کودک را خوانده‌ باشیم می‌دانیم این استفاده‌ها در تضاد با حقوق کودکان است.

متاسفانه برخی فعالان صنفی بدون توجه به حق و حقوق کودکی این تصاویر را بازنشر می‌کنند در این میان برخی از این افراد کسانی هستند که در جای دیگر به درستی سواستفاده از کودکان در مراسم‌های مذهبی را به نقد می‌کشند ولی اینجا خود به عنصر ناقض حقوق کودکان تبدیل می‌گردند. همانطور که استفاده از کودکان در صنعت مد، در جنگ و در کارناوال‌های مذهبی و حکومتی مردود و نوعی سواستفاده است، قرار دادن کودکان در میان کنشی که حق انتخاب ندارند، نوعی سواستفاده است.
البته این مساله و نقد صرفا متوجه فعالان صنفی معلمان نیست متاسفانه فعالان کارگری و حتی برخی مدعیان حقوق بشر از عکس کودکان برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند.

یکی از سوژه ‌هایی که برخی فعالان حوزه‌های مختلف از آنها برای تحقق اهداف خود و تبلیغ استفاده می‌کنند، کودکان زندانیان سیاسی و مدنی است. اگر گشت و گذاری در فضای مجازی داشته باشیم متوجه می‌شویم که عکس و ویدئوی کودکان زیادی در شرایط گوناگون و برخی مواقع نامناسب وجود دارد و معلوم نیست کودکی که انتخاب نکرده در این عکس و فیلم‌ها باشد، فردا با دیدن عکس خود در شرایط خاص دچار چه حالتی خواهد شد و چه حسی در او به وجود خواهد آمد.

اما شاید برخی این مساله را مطرح کنند که کودکانی هستند که خودشان می‌خواهند در این برنامه‌ها و مراسم‌ها حضور داشته باشند یا کنجکاو هستند که بدانند. آیا ما باید مانع آنها شویم؟
به زعم نگارنده ما همانگونه که حق نداریم از کودکان بهره‌برداری کنیم نباید مانع دانستن و مشارکت آنان شویم. بسیاری از دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم، کودکان بین ۱۵ تا ۱۸ ساله هستند و بسیاری از آنان امروز به مدد شبکه‌های اجتماعی درکی متفاوت از نسل‌های قبل نسبت به مسائل پیرامون و حقوق خود دارند و نسبت به برخی از حقوق خود آگاه هستند حال اگر این کودکان یک کار فردی یا جمعی در راستای منافع خود انجام دهند مانند اعتراض به امتحانات حضوری در شرایط کرونایی، نه تنها نباید سانسور شوند بلکه باید مورد حمایت قرار بگیرند یا اگر کودکانی بنابر رشد و آگاهی خود فقر خانوادگی خود را ناشی از دستمزد پایین مادر یا پدر بداند و به آن اعتراض کند هیچ کس حق ندارد مانع عمل آنان شود. اینجا مساله مهم آن است که به استقلال فکری و تصمیم و عمل کودک احترام بگذاریم هر چند موافق نباشیم.

مساله حمایت دانش‌آموزان از معلمان خود وقتی قابل دفاع است که کودکان به اجبار یا با تشویق و تحریک دیگران همراه نباشد و الا اگر کودکی آگاهانه سازش را بردارد و برای حمایت از معلمانش بنوازد یا یک گروه موسیقی رپ در مورد مشکلات مدرسه کلیپ و ترانه بسازند یا حتی فراتر از آن ضمن حمایت از معلمان خود مطالبه خود را مطرح کنند بعید می‌دانم کارشان ناپسند باشد. اما بی‌شک چسباندن شعار بر ‌پیشانی کودکان کاری ناپسند و نافی حقوق کودکان است و با شعار پیچ کردن کودکان در راهپیمایی‌های حکومتی فرقی ندارد.

ما معلمان از آنجایی که هر یک باید یک مدافع حقوق کودکان باشیم ضروری است در همراه کردن کودکان یا دانش‌آموزان خود در اعتراضات صنفی دقت و وسواس داشته باشیم و هرگز جذابیت و برد تبلیغاتی را بر حقوق کودکان ترجیح ندهیم. اگر به جای کلاس‌های بی‌محتوای ضمن خدمت، تمام معلمان با حقوق کودکان و پیمان‌نامه حقوق کودک آشنا بودند، بی‌شک ما شاهد استفاده نادرست از کودکان در تصاویر در برنامه‌های اعتراضی نمی‌شدیم.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7976 0
نگاهی به برخی آمار در آموزش‌وپرورش (بخش 2. کودکان بازمانده از تحصیل) https://yarikoodak.com/?p=7956 https://yarikoodak.com/?p=7956#respond Sat, 20 Nov 2021 19:25:45 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7956 نگاهی به آمار کودکان بازمانده از تحصیل در سال تحصیلی 1400-1399 برابر سالنامه آماری آموزش‌وپرورش

جعفر ابراهیمی

دوره ابتدایی

در سال تحصیلی 400-1399 در دوره ابتدایی 8 میلیون و 23 هزار و 764 دانش‌آموز 6 تا 11 ساله دختر و پسر در مناطق شهری و روستایی مشغول به تحصیل بوده‌اند. بیشترین تعداد دانش آموزان در استان تهران (شهر تهران 572345 دانش‌آموز و شهرستان‌های استان تهران 489070 دانش‌آموز) مشغول به تحصیل بوده و بعد از تهران، استان خراسان رضوی 725 هزار و 120 نفر در رتبه دوم قرار دارد و کمترین تعداد دانش‌آموز در این دوره متعلق به استان ایلام با 56 هزار و 845 دانش‌آموز است. در استان سیستان و بلوچستان 458 هزار و 465 دانش‌آموز مشغول به تحصیل بوده‌اند.

بنا بر آمار رسمی آموزش‌وپرورش در سال تحصیلی 400-1399، 210 هزار و 221 کودک در سن 6 تا 11 سال از آموزش بازمانده‌اند از این تعداد 113 هزار و 396 کودک پسر و 96 هزار و 825 نفر دختر هستند. در تمام پایه‌های سنی از 6 تا 11 ساله تعداد کودکان بازمانده از تحصیل پسر از دختر بیشتر است بیشترین میزان بازماندگی به کودکان در سن 7 سالگی به تعداد 27 هزار و 812 نفر تعلق دارد.

بر اساس تفکیک استانی بیشترین کودکان بازمانده از تحصیل در استان سیستان و بلوچستان قرار دارند در این استان 42 هزار و 844 کودک 6 تا 11 ساله در مدرسه حضور ندارند تقریباً به ازای هر ده کودک یک کودک در این بازه سنی در مدرسه حضور ندارد. در استان تهران 31 هزار و 965 کودک هدر این بازه سنی در مدرسه نیستند و رتبه سوم به استان خراسان رضوی با 28 هزار و 199 کودک بازمانده از تحصیل تعلق دارد.

همچنین در سال تحصیلی 99-1398، 99 هزار و 854 دانش‌آموز در دوره ابتدایی ترک تحصیل‌کرده‌اند در اینجا نیز رتبه اول ترک تحصیل به استان سیستان و بلوچستان با تعداد 17 هزار و 144 دانش‌آموز تعلق دارد و رتبه دوم با 12 هزار و 422 دانش‌آموز به استان خراسان رضوی و رتبه سوم با 9 هزار و 130 دانش‌آموز به استان خوزستان تعلق دارد.

با توجه به مجموع آمار بازمانده از تحصیل در سن 6 تا 11 و دانش آموزان ترک تحصیلی درمجموع در دوره ابتدایی 310 هزار و 75 کودک از تحصیل و حضور در مدرسه محروم هستند.

دوره متوسطه اول

در سال تحصیلی 400-1399 در دوره متوسطه اول 3 میلیون و 345 هزار و 663 دانش‌آموز 12 تا 14 ساله دختر و پسر در مناطق شهری و روستایی مشغول به تحصیل بوده‌اند بیشترین تعداد دانش آموزان در استان تهران (شهر تهران 264367 دانش‌آموز و شهرستان‌های استان تهران 208 هزار و 471 دانش‌آموز) مشغول به تحصیل بوده و بعد از تهران، استان خراسان رضوی 289 هزار و 948 نفر در رتبه دوم قرار دارد در استان سیستان و بلوچستان 137 هزار و 339 دانش‌آموز مشغول به تحصیل بوده‌اند.

بنا بر آمار رسمی آموزش‌وپرورش در سال تحصیلی 400-1399، 204 هزار و 735 کودک در سن 12 تا 14 سال از آموزش بازمانده‌اند از این تعداد 91 هزار و 796 کودک پسر و 112 هزار و 939 نفر دختر هستند. برعکس دوره ابتدایی در تمام پایه‌های سنی از 12 تا 14 ساله تعداد کودکان بازمانده از تحصیل دختر از پسر بیشتر است و با بالا رفتن سن تعداد افزایش می‌یابد بیشترین میزان بازماندگی به کودکان در سن 14 سالگی به تعداد 89 هزار نفر تعلق دارد.

بر اساس تفکیک استانی بیشترین کودکان بازمانده از تحصیل در استان سیستان و بلوچستان قرار دارند در این استان 37 هزار و 957 کودک 12 تا 14 ساله در مدرسه حضور ندارند تقریباً به ازای هر 3.6 کودک یک کودک در این بازه سنی در مدرسه حضور ندارد. در رتبه دوم در استان خراسان رضوی 22 هزار و 878 کودک در این بازه سنی در مدرسه نیستند و رتبه سوم به استان خوزستان با 21 هزار و 103 کودک بازمانده از تحصیل تعلق دارد.

همچنین در سال تحصیلی 99-1398، 124 هزار و 894 دانش‌آموز در دوره متوسطه اول ترک تحصیل‌ کرده‌اند رتبه اول ترک تحصیل به استان خراسان رضوی با 17 هزار و 250 دانش‌آموز تعلق دارد و سیستان و بلوچستان با تعداد 9 هزار و 888 دانش‌آموز در رتبه دوم قرار دارد. رتبه سوم با 9 هزار و 759 دانش‌آموز به استان خوزستان مربوط می‌شود.

با توجه به مجموع آمار بازمانده از تحصیل در سن 12 تا 14 و دانش آموزان ترک تحصیلی درمجموع در دوره متوسطه اول، 329 هزار و 629 کودک از تحصیل و حضور در مدرسه محروم هستند.

دوره متوسطه دوم

در سال تحصیلی 400-1399 در دوره متوسطه دوم، 2 میلیون و 662 هزار و 160 دانش‌آموز 15 تا 17 ساله دختر و پسر در مناطق شهری و روستایی مشغول به تحصیل بوده‌اند. بیشترین تعداد دانش آموزان در استان تهران (شهر تهران 244330 دانش‌آموز و شهرستان‌های استان تهران 166041 دانش‌آموز) مشغول به تحصیل بوده و بعد از تهران، استان خراسان رضوی 212 هزار و 260 نفر در رتبه دوم قرار دارد در استان سیستان و بلوچستان 88 هزار و 466 دانش‌آموز مشغول به تحصیل بوده‌اند.

بنا بر آمار رسمی آموزش‌وپرورش در سال تحصیلی 400-1399، 565 هزار و 915 کودک در سن 12 تا 14 سال از آموزش بازمانده‌اند. از این تعداد 284 هزار و 67 کودک پسر و 281 هزار و 848 نفر دختر هستند. در این دوره نیز با بالا رفتن سن، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل افزایش می‌یابد. بیشترین میزان بازماندگی به کودکان در سن 17 سالگی به تعداد 221 هزار و 434 نفر تعلق دارد.

بر اساس تفکیک استانی بیشترین کودکان بازمانده از تحصیل در استان خراسان رضوی قرار دارند در این استان 69 هزار و 334 کودک 15 تا 17 ساله در مدرسه حضور ندارند. در رتبه دوم در استان سیستان و بلوچستان 68 هزار و 67 کودک در این بازه سنی در مدرسه نیستند و رتبه سوم به استان خوزستان با 48 هزار و 448 کودک بازمانده از تحصیل تعلق دارد.

همچنین در سال تحصیلی 99-1398، 45 هزار و 807 دانش‌آموز در دوره متوسطه دوم ترک تحصیل ‌کرده‌اند رتبه اول ترک تحصیل به استان تهران با 6 هزار و 483 دانش‌آموز تعلق دارد و خراسان رضوی با تعداد 5 هزار و 266 دانش‌آموز در رتبه دوم و استان خوزستان با 3 هزار و 187 دانش‌آموز در رتبه سوم و استان سیستان و بلوچستان با 2 هزار و 607 نفر در رتبه چهارم قرار دارند.

با توجه به مجموع آمار بازمانده از تحصیل در سن 15 تا 17 و دانش آموزان ترک تحصیلی در مجموع در دوره متوسطه اول، 611 هزار و 722 کودک از تحصیل و حضور در مدرسه محروم هستند.

جمع‌بندی: با توجه به آمار فوق یک‌میلیون و دویست و پنجاه‌ویک هزار و چهارصد و بیست‌وشش کودک در سن لازم التعلیم یعنی 6 تا 17 سال بنا بر آمار رسمی در سال تحصیلی 400-1399 در مدرسه حضور نداشته‌اند در این میان برآورد می‌شود حدود نیم میلیون کودک مهاجر نیز از دسترسی به مدرسه و آموزش محروم باشند که می‌توان گفت بنا بر آمار رسمی حدود یک‌میلیون و هشت‌صد هزار کودک از مدرسه پیش از همه‌گیری کرونا و آموزش مجازی محروم بوده‌اند. بنا بر مصاحبه و اعتراف مسئولان به دنبال همه‌گیری کرونا حدود سه میلیون کودک از آموزش مجازی محروم شده‌اند به عبارتی در پایان سال تحصیلی 400-1399 حدود چهار و نیم تا پنج میلیون کودک از آموزش محروم شده‌اند. اگر سه میلیون دانش‌آموز محروم از آموزش مجازی ترک تحصیل ‌کرده باشند به آمار فاجعه‌بار حدود پنج میلیون کودک بازمانده از تحصیل می‌رسیم که نشان‌دهنده به محاق رفتن عدالت آموزشی و شاهد تأثیرات مخرب اجتماعی و اقتصادی آن در سال‌های بعد خواهیم بود.

 

 

 

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7956 0
نگاهی به برخی آمار در آموزش‌وپرورش (بخش 1. دانش آموزان و نیروی انسانی) https://yarikoodak.com/?p=7950 https://yarikoodak.com/?p=7950#respond Fri, 05 Nov 2021 22:09:51 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7950 نگاهی به برخی آمار در آموزش‌وپرورش

جعفر ابراهیمی

آمار کل دانش آموزان

در سال تحصیلی 96-1395 ، آمار کل دانش آموزان در مقاطع ابتدایی، متوسطه اول ، متوسطه دوم با احتساب دانش آموزان در مدارس استثنایی، خارج از کشور، ایثارگران، پیش‌دبستانی و بزرگ‌سالان 14 میلیون و 270 هزار و 22 نفر بوده است از این تعداد 12 میلیون و 949 هزار و 167 نفر در دوره‌های سه‌گانه مشغول به تحصیل بوده‌اند که سهم مدارس خصوصی (غیرانتفاعی) از این تعداد یک‌ میلیون و 483 هزار و 34 نفر است به‌عبارت‌ دیگر حدود 45/11 درصد این دانش آموزان در مدارس خصوصی درس‌خوانده‌اند.

در سال تحصیلی 400-1399 آمار کل دانش آموزان در مقاطع ابتدایی، متوسطه اول ، متوسطه دوم با احتساب دانش آموزان در مدارس استثنایی، خارج از کشور، ایثارگران، پیش‌دبستانی و بزرگ‌سالان 15 میلیون و 694 هزار و 741 نفر بوده که از این تعداد 14 میلیون و 749هزار و 69 نفر در دوره‌های سه‌گانه مشغول به تحصیل بوده‌اند که سهم مدارس خصوصی (غیرانتفاعی) از این تعداد یک‌میلیون و 717 هزار و 264 نفر است به‌عبارت‌دیگر حدود 11.64 درصد این دانش آموزان در مدارس خصوصی درس‌خوانده‌اند.

در این بازه چهارساله تعداد دانش آموزان حدود 1.1 برابر رشد داشته و دانش آموزان مدارس خصوصی حدود 1.15 برابر افزایش‌یافته است.

آمار کل نیروی انسانی

در سال تحصیلی 96-1395، آمار کل نیروی انسانی 554 هزار و 971 به‌عنوان معلم ، 45 هزار و 175 نیروی در پست نیروی کیفیت‌بخشی و 176 هزار و 41 نفر در پست مدیریتی (مدیر و معاونین) در مدارس مشغول به کار بوده‌اند. به عبارتی نیروی کارآموزشی در مدارس در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم  776برابر  هزار و 187 نفر است و با احتساب کارکنان پشتیبانی و نیروی خدماتی و نیروی انسانی استثنایی این رقم برابر به 906 هزار و 225 نفر می‌رسد که سهم زنان 488 هزار و 555 نفر و سهم مردان 410 هزار و 392 نفر است.

در سال تحصیلی 1400-1399، تعداد 500 هزار و 582 نفر به‌عنوان معلم، 41 هزار و 690 نیروی در پست نیروی کیفیت‌بخشی و 169 هزار و 422 نفر در پست مدیریتی در مدارس مشغول به کار بوده‌اند. به عبارتی نیروی کار آموزشی در مدارس در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم برابر 711  هزار و 693 نفر است و با احتساب کارکنان پشتیبانی و نیروی خدماتی و نیروی انسانی استثنایی این رقم برابر به 818 هزار و 897 نفر می‌رسد که سهم زنان 436 هزار و 548 نفر و سهم مردان 363 هزار و 257 نفر است.

با توجه به آمار فوق نکات زیر قابل‌تأمل و بررسی است:

درحالی‌که دانش آموزان در طی چهار سال گذشته 1.1 رشد داشته‌اند. تعداد معلمان شاغل در مقاطع سه‌گانه به میزان 54 هزار و 389 نفر کاهش‌یافته است در سال تحصیلی 96-95 به ازای هر 23.3 دانش‌آموز یک معلم وجود داشته و در سال 400-99  نسبت دانش آموزان به یک معلم 29.46 نفر است. این اعداد نشان می‌دهد که دولت نتوانسته بحران کمبود معلم را حل نماید و با افزایش دانش آموزان و عدم استخدام نیرو متناسب با نیاز و جمعیت دانش‌آموزی ، آموزش‌وپرورش با بالابردن تراکم کلاس‌ها کوشیده بر بحران کمبود نیرو غلبه نماید که خروجی بدیهی این سیاست پایین آمدن کیفیت آموزشی برای دانش آموزان و فرسایش شغلی برای معلمان است.

عدم استخدام رسمی معلمان از طریق دانشگاه فرهنگیان و استفاده از نیروهای خرید خدماتی، قراردادی و حق‌التدریس و پرسنل وظیفه ازجمله سیاست‌های ارزان‌سازی نیروی کارآموزشی است که در کنار سیاست‌های خصوصی‌سازی و کالایی سازی آموزش در دستور کار تمام دولت‌ها قرار دارد و با توجه به بازنشسته شدن حدود 111 هزار معلم در سال 1401، به نظر می‌رسد دولت فعلی چون دولت‌های قبلی قصد دارد نیروی کار خود را از روش‌های فوق تأمین نماید روش‌هایی که مبتنی بر استثمار نیروی کار و عدم امنیت شغلی برای معلمان را به دنبال خواهد داشت.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7950 0
نظام‌آموزشی ایدئولوژیک و موضع اساتید دانشگاه https://yarikoodak.com/?p=7867 https://yarikoodak.com/?p=7867#respond Sat, 03 Jul 2021 12:55:34 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7867 جعفر ابراهیمی

 

در بین نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی نوین و  علوم تربیتی یک بحث جدی، ابعاد ایدئولوژیک نظام آموزشی است. نظریه‌پردازان تعلیم و تربیت انتقادی با نقد و واکاوی محتوای آموزشی و برنامه‌ی ‌درسی نشان می‌دهند که نظام ‌آموزشی متاثر از ایدئولوژی طبقه مسلط چگونه به دنبال بازتولید اجتماعی و فرهنگی طبقه حاکم است و چگونه شکل خاصی از زندگی نابرابر را نرمالیزه و عادی جلوه می‌دهد و پایه‌های ایدئولوژیک خود را محکم و ارزش‌های خود را درونی می‌کند. برای این منظور منتقدان باید با مطالعات میدانی و تحقیقات تجربی در مقابل مدافعان وضع موجود و نظریه‌پردازان محافظه‌کار و سنتی، آرای خود را بر پایه‌های علمی تثبیت نمایند تا بتوانند ماهیت سرکوبگر مدرسه و نظام آموزشی را افشا و مسیر آموزش رهایی‌بخش را نشان دهند و از امکان‌های ممکن برای زیستی متفاوت سخن به میان آورند.

اما مولفه‌های ایدئولوژیک در نظام آموزشی ایران، به حدی در اهداف نظام آموزشی واضح است که برخی پژوهشگران ایدئولوژیک بودن آن را پیش‌فرض می‌گیرند. یکی از ابعاد ایدئولوژیک بودن در ساختار تربیت معلم و گزینش است. کافی است شما نگاهی به محتوای سوالات گزینش بیاندازید تا این وجه بارز و آشکار را ملاحظه کنید.. به عنوان نمونه محور سوالات گزینش شهرستان‌های استان تهران در اردیبهشت ۱۴۰۰  به شرح زیر بوده‌ است :

 

معرفی کامل و اعضای خانواده

آدرس و شماره تلفن

چه سالی دیپلم و کارشناسی و ارشد گرفتی؟

وظیفه خبرگان چیست؟

وظیفه شورای نگهبان چیست؟

پرسش در مورد شهید مطهری و روز شهادت و آثارش

ویژگی دوست خوب چیست؟

آیا در نماز جمعه شرکت می‌کنید؟

نظرت خود را در مورد حجاب بگویید؟

چگونه با خدا ارتباط برقرار می‌کنید؟

در چه مراسمات مذهبی و اجتماعی شرکت می‌کنید؟

کفاره روزه خوردن عمدی چیست؟

نجاسات کدامند؟

ذکر سومین رکعت نماز را بگویید.

ذکر رکوع و سجده را بخوانید.

تشهد و سلام را بخوانید.

صفحه … قرآن و باز کنید و بخوانید.

فرق مرجع تقلید با ولایت فقیه چیست؟

وظایف قوه قضائیه را بنویسید.

وظیفه رهبری چیست؟

وظیفه جوانان در قبال رهبری چیست؟

اتصال به نماز جماعت چگونه است؟

غسل واجب بانوان را توضیح دهید.

حکم نماز و روزه بانوان در زمان حیض چیست؟

پوشش و آرایش شما در چه حدی است؟

آیا تا حالا نمازت قضا شده ‌است ؟ اگر شده چه زمانی قضایش را خواندید؟

اگر رکوع رو فراموش کنید چه میکنید؟

چه برنامه‌هایی در گویشی خود دارید؟

با چه دعایی مانوس هستید ، یه قسمت‌هایی را بخوانید.

آخرین بار کی در نماز جمعه شرکت کردید؟

آخرین راهپیمایی و مسیرش را بگویید؟

عضو بسیج هستید؟  مشخصات پایگاه و فرمانده‌اش و آخرین برنامه‌ای که شرکت کردید را بنویسید؟

 

این تنها گوشه‌ای از وجه ایدئولوژیک نظام آموزشی است و البته  برای معلمان و دانش‌آموزان و کسانی که از نزدیک در بطن نظام آموزشی عمومی ایران هستند این مساله جای تعجب ندارد و پیامدهای منفی این شکل از گزینش معلمان برای نظام‌ آموزشی و جامعه بر همگان آشکار است اما تعجب آنجایی است که اکثر صاحبان کرسی‌های استادی فلسفه تعلیم ‌و ‌تربیت در دانشگاه‌ها که خود را صاحب‌نظر هم می‌دانند بعد ایدئولوژیک نظام آموزشی را نقد نمی‌کنند و برخی در اظهارنظرهایی که بیشتر شبیه طنز است از نظام آموزشی ایران به عنوان بدیل نظام آموزشی مبتنی بر بازار و آموزه‌های نئولیبرالیسم یاد می‌کنند! طنز بیشتر ماجرا آنجاست که تعدادی از این اساتید در معرفی حوزه علاقه و مطالعات خود را پداگوژی_آموزشی قید می‌کنند.

اساتید محترمی! که احتمالا یک بار هم مسیرشان به یک مدرسه عادی دولتی نیافتاده‌ است و اگر برای پر کردن رزومه خود نیاز به پژوهشی داشته‌اند دانشجویان بدون مزد را روانه مدرسه کرده‌اند و در پژوهش‌های کمی و آماری خود  اغلب دنبال یافتن ارتباط یا همبستگی متغیرهایی بودند/هستند که اصلا ربطی به مسایل روز مدرسه، معلمان و دانش‌آموزان ندارد. برای تایید یا رد این ادعا می‌توان به صفحه شخصی این اساتید سر زد و رزومه بلند بالایشان را وارسی نمود. دریغ از یک رویکرد انتقادی به ساختار ایدئولوژیک نظام آموزشی.

البته جای تعجب ندارد همانطور که معلمان فاقد بینش و تفکر انتقادی که خود به عامل بازتولید نابرابری از طریق نظام آموزشی می‌شوند و بدون مقاومت مانند ربات و بر اساس آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها عمل می‌کنند و فاقد هر نوع خلاقیت هستند، این اساتید نیز در سطح آکادمی وضع موجود را تایید و تثبیت می‌کنند اما فرق معلمان با این صاحبنظران فلسفه آموزش و پرورش در این است که ژست تئوری‌پرداز آن هم از جنس انتقادی به خود نمی‌گیرند و با خود انواع و اقسام عنوان‌ها را یدک نمی‌کشند.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7867 0
صمد بهرنگی به مثابه روشنفکر انقلابی https://yarikoodak.com/?p=7862 https://yarikoodak.com/?p=7862#respond Wed, 23 Jun 2021 05:06:12 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7862 به مناسبت تولد خالق ماهی‌ سیاه‌ کوچولو

جعفر ابراهیمی

در آموزش و پرورش سنتی و محافظه‌کار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعه‌پذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستی‌ها تهیه شده است عدول نمی‌کند و با اجرای برنامه درسی مصوب به تثبیت ایدئولوژِی مسلط از این طریق کمک می‌کند. معلم عنصری منفعل است و نه تنها خودش قدرتمند نیست نمی‌تواند منشا تغییر در کلاس و مدرسه باشد.

اما این رویکرد همواره مورد انتقاد مخالفان وضع موجود و متفکران تعلیم و تربیت انتقادی در طول دوره‌های متفاوت قرار گرفته است. از بدو شکل‌گیری آموزش و پرورش نوین در غرب، همواره کسانی بوده‌اند که نظام آموزشی محافظه‌کار و اجزایش را به چالش کشیده‌اند. متفکران مارکسیست از جمله کسانی هستند که نظام آموزشی و مدرسه را به عنوان یکی از ابزارهای سلطه و سرکوب به چالش کشیده‌اند. لویی آلتوسر و آنتونی گرامشی و حلقه مکتب فرانکفورت از جمله این متفکران هستند که نظریاتشان بر روی متفکران تعلیم و تربیت انتقادی موثر بوده است؛ اما چهره شاخص تعلیم و تربیت انتقادی در قرن بیستم پائولو فریره است. او بی‌شک به عنوان یکی از پیشگامان پداگوژِی انتقادی بر بسیاری از متاخرین تاثیر گذاشته است. از متفکران دیگر می‌توان به هنری ژیرو که از گرامشی و فریره تاثیر گرفته و دارای تئوری در آموزش و پرورش انتقادی است، اشاره نمود. در این یادداشت ضمن اشاره به جایگاه معلم در نگاه فریره و ژیرو، به این می‌پردازم که صمد بهرنگی در دوران خود چگونه فراتر از ساختار مسلط عمل نمود و در جایگاه روشنفکر انقلابی قرار گرفت.

 

فریره در آموزش ستمدیدگان این مساله اساسی را پیش می‌کشد که «ستمدیدگان که موجودهایی تقسیم شده و نااصیل هستند چگونه می‌توانند در گسترش تربیت آزادی‌بخش خود سهیم شوند؟»  و در ادامه با نقد نظام آموزشی که وی آن را «بانکی» و مبتنی بر حفظ کردن می‌نامد، به نقش معلمان در تثبیت این نظام غیرخلاق می‌پردازد و نشان می‌دهد که معلمان با نقش خود چگونه مانع تحقق آموزش رهایی‌بخش می‌شوند. در جایی که معلم در نقطه مقابل دانش‌آموز است او به جای دانش‌آموزان فکر می‌کند نظم و انضباط را برقرار می‌کند همه چیز می‌داند حق انتخاب و قدرت دارد.  در مقابل دانش‌آموزان منفغل و پذیرنده هستند و این همان چیزی است که آموزش بانکی به دنبال آن است، به حداقل رساندن قدرت خلاقانه دانش‌آموزان و برانگیختن ساده‌لوحی آنان به سود ستمگران.

 

همانطور که فریره در برابر آموزش بانکی، آموزش طرح مسئله را مطرح می‌کند، جایگاه معلم را از دانای کل، هم ردیف با دانش‌آموز در موقعیت تعلیم‌گیرنده قرار می‌دهد و باور دارد که از رهگذر این شکل از آموزش است که آموزش به عنوان ابزار سلطه می‌تواند در خدمت رهایی و آزادی باشد و نقش معلمان را در این میان تعیین‌کننده می‌داند.

 

هنری ژیرو نیز مانند فریره ضمن نقد نظام ‌آموزشی مسلط به تغییر شرایط امیدوار است. برعکس افرادی که متاثر از آلتوسر مدرسه و نظام آموزشی را تحت کنترل و سلطه کامل طبقه و ایدئولوژی مسلط می‌دانند، برخی نئومارکسیست‌ها و نظریه‌پردازانی چون هنری ژیرو به «مقاومت» در برابر سلطه باور دارند و در مسیر تغییر برای معلمان رسالت روشنفکری قائل هستند.

ژیرو و منتقدان همسو بر بعد سیاسی مدرسه و برنامه درسی تاکید می‌کنند و می‌کوشند نقش معلمان را به عنوان متفکران تحول‌آفرین برجسته سازند. ژیرو بر این باور است که معلم به مثابه روشنفکر قادر است منشا تغییر در موقعیت خود و باعث تحقق آزادی و عدالت در جامعه شود. این نگاه ژیرو در ادامه نگاه فریره در تضاد آشکار با افکار دست‌راستی است که می‌کوشند مدرسه و نظام آموزشی را بی‌طرف، غیرسیاسی معرفی نمایند.

حال با توجه به نظریه‌های فوق جایگاه معلمی چون صمد بهرنگی کجاست؟ چرا نگارنده او را که نه کرسی دانشگاهی داشته و نه روشنفکر آکادمیک است روشنفکر می‌داند و این روشنفکر چرا انقلابی است؟

صمد بهرنگی در عمر کوتاه اما پر بار خود درکی درست و رادیکال نسبت به نظام تعلیم و تربیت ایران داشته است. او به درستی از نظام تربیت معلم تا ساختار حاکم بر مدرسه را نقد کرده‌ است. برنامه‌ درسی رسمی را به خصوص در ارتباط با آموزش زبان مادری به چالش کشیده و در قالب داستان‌هایش به آموزش مفاهیم رهایی‌بخش پرداخته‌ است. او از این جنبه یک متفکر تعلیم و تربیت انتقادی است در عین حال او یک روشنفکر ارگانیک به مفهوم گرامشی است که با طبقه خود پیوند خورده‌ است.

 

اما آن چیز که صمد را فراتر از یک معلم‌ حامل آموزش رهایی‌بخش (آنگونه که فریره می‌گوید) و معلم روشنفکر تحول‌آفرین (آنگونه که ژیرو توضیح می‌دهد ) قرار می‌دهد، بعد انقلابی اندیشه‌های اوست. او که با برخی روشنفکران مطرح زمان خود در ارتباط است در عمل نیز با رادیکال‌ترین جوانان انقلابی دوست و همکار است و اندیشه‌های او بعد از مرگ دلخراشش، در عمل و مشی دوستان و هوادارانش تبلور می‌یابد که نقش موثری در انقلاب ۵۷ دارند.

اگر بخواهیم با معیارهای آکادمیک که می‌خواهند از سر کلاس‌های درس روشنفکر تولید کنند یا کسانی که جایگاه آکادمیک با انبوهی از تالیف و ترجمه را از ملزومات روشنفکر بودن می‌دانند موقعیت صمد بهرنگی را بفهمیم، او صرفا معلم روستاهای آذربایجان است که با شور جوانی داستان‌هایی نوشته که امروز تاریخ مصرف آنها تمام شده‌ است. این نگاه مسلط روشنفکر برج عاج‌نشین اگر چه تریبون، رسانه و پول دارد اما برد اجتماعی ندارد؛ اما راه و صدای صمد پس از نیم قرن رسا و گوش‌نواز است، به خصوص برای آنان که می‌خواهند راهی به دریا به آزادی و برابری بگشایند.

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7862 0
اعتراضات دانش‌آموزی رویارویی با گفتمان انضباطی مدرسه https://yarikoodak.com/?p=7856 https://yarikoodak.com/?p=7856#respond Fri, 14 May 2021 14:35:54 +0000 http://yarikoodak.com/?p=7856 جعفر ابراهیمی

پیش و پس از انقلاب ۵۷ همواره نظام آموزشی و مدرسه متأثر از رویکرد ایدئولوژیک حاکمیت بوده است؛ چنان‌که با برآمدن حکومت پهلوی و متأثر از ایدئولوژی ملت‌سازی، نظام آموزشی و مدرسه متأثر از گفتمان هویت ملی با تأکید بر باستان‌گرایی است. بعد از انقلاب ۵۷ و به دنبال انقلاب فرهنگی نیز متأثر از ایدئولوژی اسلام سیاسی شاهد شکل‌گیری یک گفتمان دینی-پرورشی در دهه ۶۰ در مدارس هستیم. اما این گفتمان‌ها (هویت ملی-باستانی پهلوی و دینی-پرورشی جمهوری اسلامی) در طول عمر حکومت‌ها دچار فرازوفرود شده‌اند و گاه جایگاه و موقعیت مسلط خود را از دست‌ داده‌اند. به‌عنوان نمونه امروز در مدارس، ارزش‌های حاکم در بین معلمان و دانش‌آموزان اصلاً با ارزش‌های پرورشی حاکم در دهه ۶۰ تشابه و همخوانی ندارد. اگرچه نظام آموزشی می‌کوشد در قالب بخشنامه و آیین‌نامه‌های مختلف نشان دهد که آن گفتمان همچنان زنده و پویاست اما سبک زندگی دانش‌آموزان و معلمان و مواجهه آنان با ارزش‌های ایدئولوژیک نشان می‌دهد که این گفتمان افول کرده است.

اما موضوع موردبحث در این یادداشت پرداختن به گفتمان انضباط است. وجهی دیگر از کارکرد مدرسه برای مدیریت و سرکوب، که نه‌تنها افول نیافته بلکه از بدو شکل‌گیری آموزش نوین به‌عنوان یک گفتمان غالب در مدرسه در جریان بوده است و به اشکال مختلف خود را بازتولید نموده است. نظم و انضباطی که توسط آن جسم و روان کودکان با هدف کنترل و هدایت به انقیاد در می‌آید کارکرد چندوجهی دارد. در گام اول رام کردن کودکان هدفی است که این گفتمان دنبال می‌کند تا آنان را به صورتی واحد و یک ‌شکل درآورد تا در آنان ظرفیت مناسب برای پذیرش سایر ابعاد ایدئولوژیک به وجود بیاورد. برای این منظور دانش‌آموز نمونه و موفق کسی است که بیش از سایر دانش‌آموزان به این مناسبات تن دهد و بیش از بقیه با روند حاکم همراهی نماید. این کنترل و نظم از نوع پوشش تا نحوه نشستن در کلاس و امتحان دادن را شامل می‌شود. در مورد دختران دانش‌آموز تحمیل پوشش اجباری و خاص جز برنامه اصلی مدرسه است و پسران باید مو و مدل لباس خود را با الگوهای از پیش تعیین‌شده هماهنگ نمایند در غیر این صورت مدرسه به اشکال مختلف کودکان خاطی از نظم مسلط را مجازات می‌کند.

تنبیه بدنی فیزیکی عریان‌ترین و خشن‌ترین روش برای سرکوب و نظم‌پذیری کودکان است که هنوز در بسیاری از مناطق و مدارس به‌صورت آشکار ادامه دارد. اما درجاهایی که به‌واسطه آگاهی برخی معلمان/والدین/دانش‌آموزان تنبیه بدنی وجود ندارد نمره انضباطی یکی دیگر ابزار کنترل دانش‌آموزان است که می‌تواند برای دانش‌آموزان نگرانی به وجود آورد. اما شاید یکی از شاخص‌ترین وسیله کنترل و نظم‌پذیری کودکان حضور آنان در مراسم‌های رسمی و اجباری از مراسم صبحگاه تا مراسم‌های ایدئولوژیک است. به‌خصوص اینکه برخی از مدیران و معاونان هر نوع رفتار دانش‌آموزان با سلیقه آنان را توهین به ساحت علم و دانش و بزرگ‌تر می‌دانند و می‌کوشند به ‌صورت جزئی و سلیقه‌ای بر رفتار دانش‌آموزان کنترل داشته باشند. جلوگیری از تقلب و برگزاری امتحانات تحت تدابیر شدید که در دستورالعمل‌ها به مدارس ابلاغ می‌گردد نشان رویکردی است که دانش‌آموز را مجرم و بزهکار می‌داند و می‌کوشد قدرت خود را به رخ کشد.

دانش‌آموزی که در چنین دستگاه انضباطی پرورش می‌یابد و به انقیاد درمی‌آید نه‌تنها خلاق و مستقل نخواهد بود بلکه رسماً و در فردای دوران مدرسه و در جامعه به یک عنصر منفعل تبدیل می‌گردد که در جامعه و محیط کار قادر نیست از حقوق خود دفاع کند و این همان کارکردی است که از مدرسه در ساختار ایدئولوژیک و سرمایه‌سالار انتظار می‌رود. در مدرسه است که مناسبات نظام مسلط عادی‌سازی می‌گردد و به دانش‌آموز یاد داده می‌شود که هیچ راه جایگزینی برای زیست بهتر جز چیزی که نظام مسلط تعیین کرده است وجود ندارد. کودکان بعد از کنترل‌های نهاد خانواده در مدرسه است که بی‌آینده می‌شوند و تحت گفتمان نظم و انضباط یاد می‌گیرند به فرمان‌ها و دستورهای بالادستی‌ها اعتراض نکنند چرا که با برچسب دانش‌آموز بد، شرور، بی‌انضباط، خاطی و … روبرو می‌شوند.

هر معلمی که با نگاهی انتقادی به کارکرد مدرسه و نظام آموزشی نگاه کند به ‌راحتی می‌تواند اشکالی از سرکوب مبتنی بر گفتمان نظم و انضباط را تشخیص دهد و در برابر تجربه نشان داده است که چگونه برخی از دانش‌آموزان تن به انقیاد نمی‌دهند و در برابر سرکوب مقاومت می‌کنند یا نظم و قوانین را دور می‌زنند. از همین رو عقب‌نشینی نکردن از شاخص‌های نظم و انضباط برای نظام حاکم در مدرسه اهمیت به سزایی دارد و هر نوع مقاومت و حتی پرسشگری در چرایی وضعیت موجود به‌شدت سرکوب می‌گردد.

این سلطه و اعمال نظم بر کودکان تنها مختص زمانی نیست که دانش‌آموزان در مدرسه هستند بلکه همواره سایه معلم و قوانین مدرسه همراه کودکان است. به‌خصوص در خانواده‌هایی که مدرسه و آموزش به شکل را موجود موجب رشد و بالندگی فرزندان خود می‌دانند. فقط کافی است مروری به حافظه خود نماییم تا به یادآوریم چند بار این جملات را در موقعیت‌های مختلف شنیده‌ایم که والدین خطاب به کودکان می‌گویند «اگر غذاتو نخوری به معلمت میگم یا اگر اون لباس رو بپوشی فردا میام مدرست یا …».

در دوران همه‌گیری کرونا و با وجوداینکه دانش‌آموزان در مدرسه حضور ندارند همچنان شاهد اعمال نظم و انضباط بر کودکان هستیم روزانه اخبار مختلفی از نحوه کنترل کودکان به گوش می‌رسد. در این موارد همچنان تلاش برای کنترل روی بدن دختران ادامه دارد. این اعمال نظم از تعیین نوع پروفایل دانش‌آموزان، به خصوص دختران، شروع و برخی ناظمان در فضای مجازی حتی ناخن دختران را کنترل می‌کنند و یا می‌کوشند بر نحوه نشستن و پوشیدن لباس دانش‌آموزان دختر و پسر اعمال نظم نمایند که البته همواره شاهد مقاومت از سوی دانش‌آموزان بوده‌ایم.

با این رویکرد به نظم و انضباط و میل وافر به سلطه مدرسه در همه ابعاد است که اینک یکی از اصلی‌ترین چالش‌های آموزش مجازی رقم خورده است. گفتمان انضباطی که دانش‌آموز را متقلب و خاطی فرض می‌کند با تمام کاستی‌های آموزش مجازی و اپلیکیشن شاد و درحالی‌که روزانه شاهد مرگ چند صد نفر هستیم حاضر نیست یک گام عقب‌نشینی نماید و فقط به برگزاری امتحانات حضوری برای پایه‌های نهم و دوازدهم رضایت می‌دهد. تصمیمی که دانش‌آموزان معترض را در ده‌ها شهر طی دو هفته گذشته به خیابان و تجمع در مقابل ادارات آموزش‌وپرورش کشانده است. به نظر می‌رسد کسانی که چنین دیدگاه انضباطی را نمایندگی می‌کنند، امتحانات را در تاریخ معین برگزار می‌کنند. هرچند می‌کوشند با چند دستورالعمل و پروتکل نشان دهند شرایط امنی برای امتحانات فراهم نموده‌اند اما به‌هیچ‌وجه در مقابل این اعتراضات عقب‌نشینی نخواهند کرد چراکه عقب‌نشینی به معنای ایجاد شکاف و گسست در گفتمان مسلط است. گفتمانی که کارکرد چندبعدی برای نظام آموزشی دارد.

اما این تنها یک وجه قضیه است وجه مهم‌تر و البته رهایی‌بخش قضیه مربوط به تجربه دانش‌آموزان است. دانش‌آموزانی که این‌گونه در شبکه‌های مجازی همدیگر را پیداکرده و به صورت متشکل اعتراض نمودند نشان دادند که هژمونی نظم و انضباط مدرسه را به رسمیت نمی‌شناسند و در برابر آن مقاومت می‌کنند. این شکل از کنشگری دانش‌آموزان که در مقیاس جغرافیایی و جمعیتی نظیر ندارد و می‌تواند امیدبخش باشد. به‌خصوص آنکه در هفته اول با برخوردهای پلیسی این مطالبه‌گری متوقف نشد و در کنار دانش‌آموزان طیفی از معلمان از جمله تشکل‌های صنفی مستقل فرهنگیان با آن‌ها همدلی کردند و خشونت‌ها را محکوم نمودند. این دانش‌آموزان مستقل از اینکه این نوع برنامه‌ریزی غیرمسئولانه چه تأثیری در سرنوشت تحصیلی و زندگی آنان دارد تجربه‌ای را به دست آورده‌اند و در کنشگری خود چیزی یاد گرفته‌اند که مدرسه قرار بود هرگز به آنان آموزش ندهد.

 

]]>
https://yarikoodak.com/?feed=rss2&p=7856 0