Your browser does not support JavaScript!

 

                                           

رویکرد مبتنی برحقوق درمورد کودکان درمعرض خطر

    * اغلب این رویکرد، برنامه ریزی میتنی بر حقوق کودک خوانده می شود و وضعیت کودکان براین اساس تجزیه و تحلیل می شود.

* کودکان صاحب حق هستند و لذا به همه آنان _بدون هیچگونه تبعیضی_ باید اجازه داده شود بازیگران فعالی درتحقق حقوق خودشان باشند.

     * دولت ها، جامعه مدنی، اعطا کنندگان منابع، جوامع محلی، خانواده ها و کودکان مسئول احقاق حقوق کودکان هستند.

                  * دولت همانند سایر عوامل مسئول، یکی ازعوامل اصلی است و درقبال احقاق حقوقی که مسئول آنها هستند پاسخگو است.

 

   

 

                                            * تفاوت میان رویکرد مبتنی بر نیاز و رویکرد مبتنی برحقوق 

 

رویکرد مبتنی بر حقوق

رویکرد مبتنی بر نیاز

* کودکان حق دارند از مساعدت برخوردار شوند

* کودکان مستحق مساعدت هستند

* دولت ها مسئولیت حقوقی و اخلاقی دارند

* دولت ها باید کاری انجام دهند

* کودکان حق مشارکت دارند

* کودکان میتوانند در ارائه خدمات مشارکت کنند

* همه کودکان دارای حق یکسان برای شکوفایی استعدادهای خود می باشند

* بدلیل محدود بودن منابع، برخی کودکان ازهمه حقوق خود بهره مند نمی شوند

* هدف فراگیری وجود دارد که همه کارها در آن راستا صورت می پذیرد

* هرکاری هدف خود را دارد و هدف فراگیر و همسان کننده وجود ندارد

* همه بزرگسالان می توانند نقشی در تحقق حقوق کودکان داشته باشند

* برخی گروه ها دارای مهارت فنی برای پاسخ گویی به نیازهای کودکان هستند

 

                                          

 

 

 

منبع: «کودکان در معرض خطر و تحقق حقوق آنان» جان-پری ویلیامز 

کودکان به عنوان مشارکت کنندگان / شهروندان

* اغلب بزرگسالان می پندارند که آنها بدون اینکه ازخود کودکان سوال نمایند بهتر میدانند مصلحت آنها در چیست.

* همین امر درمورد زنان اتفاق افتاد و درغرب موجب ایجاد نهضت زنان گردید.

* استدلال براساس دارای حق بودن و نیز براساس جنسیت، سن، قومیت و غیره. مردم دیدگاه های متفاوتی دارند و باید نظر آنان را شنید. همین امر درمورد کودکان هم صادق است.

* کودکان دردوران طفولیت رویکردی فراگیر و عدالت خواه دارند.

* کودکان می دانند چه امری برای آنان مهم است. آنها از خشونت خانگی انزجار دارند، بازی را دوست دارند، می خواهند کودکان دارای معلولیت و خارج از مدرسه به مدرسه بروند و غیره.

 

 

                                                                   

 

                                                            منبع: کودکان درمعرض خطر و تحقق حقوق آنان جان پری- ویلیامز  

           

* کودکان خانواده های بسیار تهیدست یا تهیدست شده

* کودکان خانواده هایی که دچار اختلال هستند (خشونت خانوادگی، والد زندانی، یا در بیمارستان، ابتلاء به ایدز، اعتیاد، بیماری شدید، مهاجرت و...)

* کودکان درمعرض آسیب به علت عادات ورسوم معمول (ازدواج کودکان، بریدن اندام تناسلی دختران)

* کودکان کاروخیابان (به انضمام کودکان برده)

* کودکان قربانی آزار (جسمانی، عاطفی، جنسی و نیز غفلت)

                                                

                          ---------------------------------------------------------------                                                        

* کودکان فاقد والدین یا جداشده از آنها

* کودکان سرباز یا کودکان گرفتار آمده در مناقشات مسلحانه

* کودکان معارض قانون

* کودکان در مؤسسات

* کودکان در باندها

* کودکان مهاجر و کودکان فروخته شده (قاچاق کودکان)

* کودکان پناهنده و کودکان آواره

* و غیره...

                                          

چرا این کودکان درمعرض خطر قرار دارند؟  

* حقوق این کودکان پایمال می شود.

* حقوق این کودکان شناخته شده نیست و یا جدی گرفته نمی شود.

* پذیرفتن این امر به عنوان آنچه که همواره اتفاق افتاده- ما زنده ماندیم، آنها هم می توانند.

* کودکان نیازی به حمایت ویژه ندارند- "بزرگسالان کوچک"

* "کودکان نامرئی" به دلیل نداشتن حق رأی و فقدان هرگونه قدرتی یا داشتن قدرتی ناچیز

* کودکان در مالکیت والدین می باشند.

                                                 

* "استفاده نکردن از چوب موجب ضایع شدن بچه می شود"

* ما (بزرگسالان / والدین) بهتر می دانیم سعادت فرزندمان در چیست- امور خانوادگی از امور خصوصی است.

* کسی از کودک سؤال نمی کند که نظرش چیست.